تبليغاتX
دختری از ایران
                                                  م.آزاد درگذشت!

 

"به تماشای بهار

به تماشای بهاری که زمین را به تماشا می خواند

چشمهایش را بست

ودر اندیشه ی من زورق سبزی که به آتش ها آراسته بود

به زمستان پیوست"

                                       م. آزاد

                               

 

 

بعداز ظهر خبردار شدم که محمود مشرف زاده ملقب به م. آزادچشم از جهان فروبست.این خبر را نه ااخبار ساعت ۱۴ نه ساعت ۱۹ نه ساعت ۲۱  ونه ۱۰ شامگاهی شبکه سه  ـ هیچیک اعلام نکردند  بازهم به رادیوهای بیگانه....

م.آزاد شاعر و پژوهشگر خوب کشورمان جان خود را آزاد ساخت تا به یاران از پیش رفته اش بپیوندد. درست ۶۰ روز پس از چشم فروبستن شاعر اسب سپيد وحشی "منوچهر آتشی" م.آزاد هم دیدگانش را برای همیشه بر روی دنیا بست و رهسپار یاران نازنینش گشت.

وی در ۱۸ آذرماه سال ۱۳۱۲ در تهران چشم به جهان گشودو در سال ۱۳۳۴ نخستین آلبو م شعریش"دیار شب" را با مقدمه ی احمد شاملو به چاپ رساندودر سال ۱۳۳۶ از دانشگاه ادبیات تهران فارغ التحصیل شد. او علاوه بر شاعر بودن از مترجمان ومنتقدان خوب کشورمان محسوب میگشت.از آثار دیگرش میتوان به ۱ـ آیینه ها تهی است ۲ـ قصیده بلند باد ۳ـبا من طلوع کن  ۴ـ بهار زایی آهو ۵ـگزینه اشعار ۶ـ پریشاندخت شعر (زندگی وشعر فروغ) ۷ باید عاشق شدو رفت ۸ـگل باغ آشنایی.... اشاره نمود.روانش شاد باد.

+ نوشته شده در Fri 20 Jan 2006ساعت 3:43 AM توسط مهرو ملالی |

                       حذف جمهوريت!           

 

در تمامی اصول قانون اساسی کشورمان هرکجا نام نظام کشورمان ایران آمده باشد عنوان جمهوری اسلامی دارد. جمهوریت+اسلامیت

یعنی حکومتی که مبتنی بر آرای مردمی است و از نظر ایدئولوژی مذهبی  اسلامی می باشد.ولی امروزه این مساله جمهوریت نظام ایران به مذاق عده ای " مردم گریز" ناخوش آمده و خواهان  حکومت اسلامی هستند نه داشتن جمهوری اسلامی..... به عقیده ی من اینان اصلا نه معنای حکومت را می دانند  و نه معنای جمهوریت را. آن ها فقط قدرت را می شناسند و فقط  هم به نوع مطلقش می اندیشند. زمانی که تمامی قوای سه گانه حاکم بر یک کشور از نظر گروهبندیهای سیاسی یکنواخت گرددو کشور عاری از حزب های مختلفی باشد یا حتی اگر هم از نظر احزاب متنوع بوده ولی فقط یک حزب بر سایر احزاب از نظر نفوذ غالب باشد خودبخود قدرت سیاسی به دست یک گروه"همیشه غالب" مي افتدومانند این می گردد که دیگر تفکیک قوا میان قوای سه گانه ی کشوری موجود نمی باشد و هر سه به مثابه حالتی در می آیند که در دست یک نفر اداره می گردد چون در دست گروه خاصی قرار گرفته اند واین خود از موانع اصلی دموکراسی و جمهوریت است.حال در کشور ما ایران که  در شرايط فعلي شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام هم در مسیر اداره کنندگان قوای سه گانه حرکت می کنند باعث شده این موضوع  از بین رفتن تقکیک قوا ملموستر به نظر آید.چندی دیگر انتخابات خبرگان رهبری را در پیش داریم که اگر در آن انتخابات هم کفه ی ترازو به نفع اصولگرایان بالا رود آنان که خواهان حذف جمهوریت بوده و هستند عملا به خواسته ی خود خواهند رسید.در کتاب حکمت آمیز کلیله ودمنه خواندم که نوشته بود:((...هرکه دست خویش مطلق دید/ دل بر خلق عالم کژ کند.)) با توجه به سیر تاریخی شکل گیری قدرتها  نتیجه میگیریم که قدرت توسعه طلب و شتاب گیرنده است و به مثابه سیلابی بنیان افکن است که آهسته آهسته سدها و موانع سست ولرزان را از سر راه خود می روبد وراه را برای اعمال هرچه بیشتر نظرات شخص یا گرو حاکم هموار می کند در این بین آزادی به معنای واقعی کلمه   اسیردام و هوس ها و اغراض گردیده و مرغ همایون دموکراسی در فضای جامعه بال و پر می ریزد....

بازهم می پرسم به کجا چنین شتابان؟؟؟

+ نوشته شده در Thu 19 Jan 2006ساعت 3:19 AM توسط مهرو ملالی |

خداوند در حق اون ۲کودک پاک خیلی  کم لطفی کرد پدر را که خیلی زود ازشون گرفت و مادر را در دورانی که واقعا به وجودش نیاز داشتند جلوی چشمانشان پرپر کرد......

همی نالم که مادر در برم نیست

                       شکوه سایه ی او بر سرم نیست

                                          مرا گر دولت عالم ببخشند

                                                                       برابر با نگاه مادرم نیست..............

+ نوشته شده در Tue 17 Jan 2006ساعت 0:42 AM توسط مهرو ملالی |

دونفر با هزاران امید و آرزو تشکیل خانواده دادند.پس از چند سال این جمع ۲ نفره ۳  نفره و بعد ۴ نفره شد.روزگار کاری به کارشون نداشت و آنها هم با خوبی و خوشی کنار هم زندگی  را میگذراندند.تا اینکه نمیدونم چی از این روزگار نا مهربون کم میشد که نتونست این گرمی و صفا را ببینه و یه نفر از بین اونها کم کرد.اونم بابای  خانواده رو بابای مهربونی که هزاران آمال و آرزو برای همسر وکودکانش در سر میپرورانید.خب اون جمع ۳ نفره ناشکری نکردند و به زندگی ادامه دادند البته کاری غیر از این هم نمیتونستن بکنن.مادر برای بچه ها هم پدر شد هم مادر و هم یه دوست خوب و صمیمی. تا اینکه فشار ودرد زندگی سینه ی پر مهرش را پر از غده های سرطانی کردو او همچنان با مشکلات ساخت و مقاومت کرد و خود را محکم نشان داد۳بار زیر عمل جراحی رفت به امید آنکه غده ها را بردارد و به زندگی ۳نفره اش درکنار ۲کودک خردسالش ادامه دهد.ولی بازهم امان از این روزگار بسیار نامهربان که به اینهمه مقاومت ومحکم بودن هم حساد ت کرد...دیگر غده ها به ریه اش زده بودند و راه تنفسش را گرفته بودند. و حالا دوروزه مادربه کما رفته و چشمهای پراز اشک و انتظار ۲کودکش به سوی او خیره گشته تا مادر چشمها را بگشاید و برایشان هم پدری کند هم مادری....

بیایید برای این دو کودک معصوم دعا کنیم و از خدا بخواهیم که لطف ومهربانیش را از این ۲کودک بی پناه دریغ نکندچون گمان نمیکنم  که  دیگر یارای زیستن بدون مادر را داشته باشند.......

+ نوشته شده در Sat 14 Jan 2006ساعت 6:52 PM توسط مهرو ملالی |

"از اين سفره ي سرد و خالي
از اين سر پناه خيالي
نجاتم بده ، نجاتم بده
از اين خواب عاشق کش بد
از اين فکر بايد نبايد
نجاتم بده ، نجاتم بده
از اين صحنه ي پر هياهو
تو از ترس چاقو در آهو
نجاتم بده ، نجاتم بده
از اين لحظه هاي کشنده
از اين ضجه هاي زننده
نجاتم بده نجاتم بده
نجاتم بده نجاتم بده
نبايد بذاري ستاره بميره
نبايد دل شادي ما بگيره
نبايد که اين ترس دوري بريزه
همين وحشت از تو مردن عزيزه
همين نم نم غم ، کنار تو خوبه
چه خالي ، چه پر ، مثل شعر نو خوبه
جهان با تو سرريز و لبريز رنگه
کنار تو آوارگي هم قشنگه..................................................
 
+ نوشته شده در Sat 14 Jan 2006ساعت 7:55 AM توسط مهرو ملالی |

امروز ۱۷ دیماه سالروز کشف حجاب زنان به دستور "رضا شاه پهلوی" میباشد.عده ای بر این باورند که با این کار به زنان وجهه ی اجتماعی داده شده است و گروهی دیگر بر این باورند به مقام زن توهین شده دیدگاه من به عنوان یک دختر ایرانی اینست که هرچیزی که حالت زور و اجبار داشته باشدشکل خوبی به خود نمیگیرد چه کشف حجاب باشد و چه خود حجاب.!

زن باید آزاد باشد و خود تشخیص دهد که آیا با حجاب راحتتر است یا بدون حجاب؟ مستندات اجتماعی هم نشان داده  که حجاب تنها دلیل پاکدامنی نخواهد بود!زمانی میتوان حجاب را با ارزش دانست که  حالت اختیاری داشته باشد تا از آن به درستی استفاده گردد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

                                  

+ نوشته شده در Sat 7 Jan 2006ساعت 4:45 PM توسط مهرو ملالی |

کی میگه خوب بودن و مدارا کردن با دیگران خوبه؟ کی میگه محبت محبت میاره؟ کی میگه خوب بقیه رو بخوای خوبتو می خوان ؟ کی می گـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه؟من که از این رفتارم خیر ندیدم و همش ضربه خوردم خدا کنه قلبم هرروز سنگ تر بشه تا آرامشم حداقل بیشتر بشه!!!!!!!!

+ نوشته شده در Fri 6 Jan 2006ساعت 10:22 PM توسط مهرو ملالی |

                                   

"فاتح شدم

 خود را به ثبت رساندم

خودرا به نامی در یک شناسنامه مزین کردم

وهستی ام به یک شماره مشخص شد

پس زنده باد۶۷۸صادره از بخش ۵ سکن تهران."

+ نوشته شده در Thu 5 Jan 2006ساعت 10:48 PM توسط مهرو ملالی |

دیروز رفته بودم  کتابفروشي ثقفي تو خيابان سپه. آخه اون تنها نماينده ی فروش کتابهاي حقوقي تو اصفهانه واونجا بهتر وراحتتر از ديگر کتابفروشي ها ميشه هر کتاب حقوقي ايي که بخواي رو پيدا کني.کتاب مورد نظرم رو خريدم و از مغازه خارج شدم. چشمم خورد به تابلوي ((کاخ چهل ستون)).کاخ چهل ستون در ابتداي خيابان سپه قرار گرفته وانتهاي اين خيابان هم ميدان نقش جهان واقع شده.به خودم گفتم چرا هميشه بايد منتظر باشم که يک مهماني از يه شهر يا يه کشور ديگه برامون بياد ومن به عنوان همراه بيام باهاشون از اين آثار باستاني ديدن کنم.!تصميم گرفتم برم بليط بگيرم وتنهايي از کاخ بازديد کنم.چند سالي ميشد که نرفته بودم واصلا درب وروديش ديگه اونجايي که قبلا باز ميشد نبود .درب وروديش جنب موزه طبيعي اصفهان باز ميشد. خلاصه بليط خريدم و وارد کاخ شدم.ساعت حدود ۱۱ صبح بود عجب منظره  ی قشنگي داشت .! هيچ وقت دیماه نرفته بودم داخل اين کاخ.نمای  بيست ستوني که داخل آب بايد مي افتاد کاملا با  نمای آن در شب متفاوت بود.. 

از ديدن کاخ خيلي لذت بردم از اون اشيا عتيقه اي که در ويترينها چيده شده بود از اون قآن هاي دست نويس گرانقدر تا اون نقاشي هاي هنرمندانه روي ديوارهاي داخل اتاقهاي کاخ.ولي چيزي که ناراحتم کرد ان ديوارهاي سفيدي بود که زيرش نقاشي هاي زيبايي مخفي شده بود...

اين کاخ همون کاخيه که مورد حمله افاغنه قرار گرفت و افاغنه از روي عقده وکينه  تا جايي که توانسته بودند بسياري از ديوارهاي نقاشي شده کاخ را با گچ سفيد کرده بودند...

هر بازديد کننده ايراني وخارجي که برود واين مناظر ناخشنود کننده را ببيند هزاران ناسزا به ان افاغنه اي ميگويد که با ميراث فرهنگي بشريت اينچنين کرده اند.وخود ما ايراني ها هم ننگ باد بران شاه سلطان حسين بي کفايت وعاري از هرگونه راي وتدبير مي گوييم.

از کاخ بيرون اومدم ومتوجه ساختمان بزرگ وبلندي  شدم که در چند صد متري اين کاخ وميدان نقش جهان  تا مراحل آخر ساخت پیشرفته است  .همون ساختمان معروفي که بارها وبارها موجب شده سازما ن بين المللي يونسکوبه سازمان ميراث فرهنگي ايران متذکر شود که اگر جلوي ساخت وساز اين ساختمان گرفته نشود ميدان نقش جهان هرچه زودتر رو به نابودي مي رود وهمين موضوع باعث ميشود که اين ميدان زيبا وتاريخي از ليست اثار باستاني زيرنظر يونسکو خارج گردد.

ولي انگار کسي از مسوولان متوجه اين موضوع مهم نيست چون روند ساخت وساز اين ساختمان  بسیار پیش رفته است.!

اگر به همين منوال پيش برود فکر مي کنيد فرداها اصلا اثري از ميدان نقش جهان باقي خواهد ماند؟

امروز ما به افاغنه و بي تدبيري شاه سلطان حسین ناسزا مي گوييم. آيندگان ما به چه کسي؟؟؟؟؟؟؟.............

 

+ نوشته شده در Wed 4 Jan 2006ساعت 8:41 AM توسط مهرو ملالی |

خوشحال باید باشیم

از این که نمی مانیم

جای ماندن نیست

نه این جا

نه حتی در بهشت وعده داده شده..!

+ نوشته شده در Sun 1 Jan 2006ساعت 8:59 AM توسط مهرو ملالی |

"جمعه ی ساکت/ جمعه ی متروک/ جمعه ی چون کوچه ها کهنه ـ غم انگيز/جمعه ي انديشه هاي تنبل بيمار/ جمعه ي خميازه هاي موذي كشــــــــــــــــــــــــــدار/جمعه ي بي انتظار/ خانه ي تسليم/ خانه ي خالي/ خانه ي دلگير/ خانه ي دربسته بر هجوم جواني/ خانه ي تاريكي وتصور خورشيد/خانه ي تنهايي و تفال وترديد/ خانه ي پرده كتاب گنجه تصاوير/آه چه آرام وپرغرور گذر داشت/زندگي من چو ج.يبار غريبي/در دل اين جمعه هاي ساكت متروك/ در دل اين خانه هاي خالي دلگير/ آه چه آرام و پر غرور گذر داشت...."

                                                                                                               "فروغ فرخزاد"

+ نوشته شده در Fri 30 Dec 2005ساعت 7:21 PM توسط مهرو ملالی |

پارسال همین وقتا بود که زمزمه ی فیلتر شدن سایت ارکات بصورت scrap ها و ايميل هاي send to allبه گوش همه ي اعضايش ميرسيد نخست در حد شايعه بود. ولي خب به وقوع پيوست آنهم چه به وقوع پيوستن سخت ومحكمي !!!! اين روزها هم نميدونم حقيقت دارد يا نه ولي از دوستان واطرافيان مي شنوم كه sms هايي از شركت مخابرات دريافت مي دارند مبني بر قطع شدن سرويس پيام كوتاهشان به دليل عدم رعايت شئونات.... شايد اين زمزمه ها و شايعات زمينه اي باشند براي اتفاقي واقعي.... وقتي اين همه سانسور وفيلتر شدن ومحدوديت هاي نابجا را ميبينم و لمس مي كنم حالت خفگي و اختناق بهم دست ميده. يادم مياد تودرس حقوق اساسي ايران اصل هاي قانون اساسي را يك به يك تفسير مي كرديم. فصل سوم قانون اساسي كه مربوط به حقوق ملت است درش اصل 25 جاي گرفته كه مي گويد:((بازرسي ونرساندن نامه ها ضبط وفاش كردن مكالمات تلفني افشاي مخابرات تلگرافي وتلكس وسانسور عدم مخابره و نرساندن آنها استراق سمع و هرگونه تجسس ممنوع است مگر به حكم قانون.)) همه ي اصل به يك طرف وقسمت اخير آنهم به يك طرف. وقتي ميگويد مگر به حكم قانون. منظورش از قانون همان قانونيست كه بايد يا بصورت طرح پيشنهادي كمسيون هاي مجلس و يا لايحه ي مصوب هيات دولت به مجلس براي تصويب تقديم گردد. وطي تشريفات خاصي به تصويب برسد سپس به شوراي نگهبان فرستاده شود اگر مغاير با قانون اساسي و شرع اسلام نبود به تصويب نهايي برسدو حداكثر تا 15روز پس از تصويب از طريق انتشار در روزنامه ي رسمي و صدا وسيما به اطلاع همگان برسد.تا عملي قانوني باشد. ولي مطمئنا اينگونه نبوده وبازهم ميگويم كه اگر اين موضوع واقعيت داشته باشد عملي غير قانونيست بخاطر نقض يكي از اصول قانون اساسي.......
+ نوشته شده در Fri 30 Dec 2005ساعت 10:9 AM توسط مهرو ملالی |

نتيجه ي كانون وكلاي اصفهان هم بالا خره اعلام شد نه تو سايت ايران بار زده بودند نه تو روزنامه ی اطلاعات بلکه بر شیشه های ساختمان کانون... از بین جمع دوستان خوبم که خیلی هم زیاد هستند فقط تعداد محدودی متاسفانه قبول نشدن.حالا دیگه کلی دوست وکیل دارم که میتونیم توی جز جز کارها باهم مشورت کنیم. آیا بعد از اینکه پروانه های وکالت صادر شد بازهم باهم همین جور یکرنگ وصمیمی خواهیم ماند؟ یا برای گرفتن پرونده های بیشتر بخاطر بدست آوردن پول بیشتر!!!!! زیر آب همدیگه رو خواهیم زد؟..................................................................................................................

+ نوشته شده در Wed 28 Dec 2005ساعت 9:39 AM توسط مهرو ملالی |

زنده ياد ايرج بسطامي

      نغمه اي از خاك بر افلاك شد                    اي دريغا "ايرجم"بر خاك شد!

     بيش از اين اي خاك نامردي مكن               با تن رنجور او سردي مكن!

+ نوشته شده در Tue 27 Dec 2005ساعت 9:41 PM توسط مهرو ملالی |

 

+ نوشته شده در Tue 27 Dec 2005ساعت 11:29 AM توسط مهرو ملالی |

    

قصه ی غصه ی او را چو به دستان گفتند    نه دل ما و تو تنها ـ که دل عام بسوخت     

  دوسال پیش   در چنین روزی"پنجم دیماه"  ارگ زیبای بم را  صدای گرم ایرج بسطامی   وبسیاری از هم میهنان خوبمان را بخاطر زلزله ی  بم برای همیشه از دست دادیم! اما یاد و خاطره ی آن همه زیبایی وگرمی همیشه در خاطرمان خواهد ماند.

+ نوشته شده در Mon 26 Dec 2005ساعت 10:31 AM توسط مهرو ملالی |

اين SMSبازيها هم يه جورايي دردسره. آدم از سر كنجكاوي بعضي هاشونو به بيشتر دوستاش ميفرسته تا جواب مورد نظرش رو دريافت كنه. من معمولا اين كارو نميكنم چون ميدونم اين SMS هايSEND TO ALL همه اش سياست خود شركت مخابراته براي افزايش درآمد! ولي امروز يكي از همين نوع SMS ها  بهم رسيد ودلم نيومد برا دوستام نفرستم چون مي دونم خيلي از دوستام  آرزوشونه كه امشب اسمشونو تو سايت  ايران باريافردا تو روزنامه ي اطلاعات تو قسمت اعلام نتايج كانون وكلا ببينند منم كه خيلي مهربونم و از اين حرفا اين SMS را براي همشون فرستادم تا بهشون دلخوشي بدم وبيشتر اميدوارشون كنم محتواي SMSاين بود:(اين ستاره رو بفرست براي دوستات اگه بهت 3تاش برگرده يكي از آرزوهات امشب براورده ميشه......) براي شماهايي هم كه نتونستم اين SMS رو بفرستم آرزو مي ميكنم كه هميشه اميدوار باشين و آرزوهاتون به موقع براورده بشه.

+ نوشته شده در Sat 24 Dec 2005ساعت 7:8 PM توسط مهرو ملالی |