شب یلدا
درازترین شب سال
که سیاهیش درمیان روزهای سیاه ما گم شده
که صفا و خاطره ش در میان تمام خاطرات بد و بی رحمیها خفه شده
و پشمکش یاد سفیدی برفی سنگین بر سرهاست
و هندوانه ش یاد تمام آن خونها که ریختند و در ملحفه سبز پنهان کردند
و انارش یاد تکه تکه شدن همه باورهاست
شب یلدا
و ما
غریب
چه آنجا و چه اینجا در زادگاه شب یلدا....
پرده های تاریک آویزان خواهم کرد
تمام قفل ها را خواهم بست
روبه روی میز خواهم نشست
وانتظار هیچ کس را نخواهم کشید!
چشم هایم را خواهم بست
و کوچ خواهم کرد
به سمتی که از آن بازگشتی نیست!
نتايج شمارش آراي شوراي شهر اصفهان اعلام شد.بر اساس شمارش آراي اخذ شده در اصفهان، افراد زير به ترتيب حائز اکثريت آراء شدند و به شوراي شهر راه يافتند.

1- عباس حاج رسولي ها 832/89 راي
2- کريم نصر اصفهاني 802/77 راي
۳- محمود محمدي 351/90 راي
4- ابوالفضل قرباني 233/58 راي
5- غلامرضا شيران 052/55 راي
6- کريم داودي 451/46 راي
7- سيد ناصر رضوي 034/43 راي
8- وحيد فولادگر 189/38 راي
9- لطفي بهبهاني 700/37 راي
10- فتح الله معين 618/37 راي
11- عليرضا نصر 971/36 راي
بنا بر اين گزارش و بر اساس آراي کسب شده ، در اين ترکيب از ائتلاف اصولگرايان 5 نفر، اصلاح طلبان 2 نفر، رايحه خوش خدمت 5 نفر در ترکيب شورا هستند.
شعر از "شادروان احمد شاملو"
شهر شاداب
شهروند توانا
یکی از معمولترین روشها استفاده از اتاق گاز و در بعضی موارد تیرباران جمعی بوده است. سپس اجساد قربانیان سوزانده میشدند و خاکستر آنها دفن یا پراکنده میشد.
یهودیان اروپایی هدف اصلی کشتار و سوزاندن جمعی بودند، که نازیها به آن آخرین چاره یهود میگفتند. دیگر گروههایی که نامناسب و لایق مرگ فرض میشدند، به ویژه، اسلاوها، کولیها، معلولین، کمونیستها، سوسیالیستها و همجنسگرایان بودند، که اغلب مورد شکنجه و کشتار قرار میگرفتند. میزان مرگ و میر بین ۱۲ تا ۲۶ میلیون برآورد میشود. به طور عادی شش میلیون یهودی را قربانی میدانند. اعلام رقم شش میلیون با استناد به مدارک قربانیان یهودی کشتار و سوزاندن جمعی است.

انکار هولوکاست یا انکار همهسوزی باوری است عموما یهودستیز که مدعی است که نسلکشی و قتلعام جمعی گروههای مختلفی از مردم بخصوص یهودیان، همجنسگرایان و کولیها در طی جنگ جهانی دوم بدست آلمان نازی از ۱۹۴۱ تا انتهای ۱۹۴۵ هیچگاه اتفاق نیافتادهاست.
اما این ادعا همواره توسط نجات یافتگان هولوکاست، افسران سابق ارتش آلمان نازی، عکسها، دادگاهها، مدارک به جای مانده از اردوگاههای مرگ و وسایل مستقر در آنها از جمله کورههای آدم سوزی و اتاقهای گازی که در اردوگاههای مرگ هنوز هم به صورتی کاملا دست نخورده باقی ماندهاند، رد شدهاست. بر پایه اینگونه مدارک روشهای قتلعام، استفاده از اتاقهای گاز سیانور و در بعضی موارد تیرباران جمعی بودهاست. سپس اجساد قربانیان سوزانده میشدند و خاکستر آنها دفن یا پراکنده میشد.

در اواخر سال ۲۰۰۵ و در واکنش به اظهارات محمود احمدینژاد مبنی بر نفی هالوکاست، مجمع عمومی سازمان ملل متحد با صدور قعطنامه ای، هولوکاست را به عنوان يک رويداد تاريخی تصويب کرد و ۱۹۲ کشور جهان، بيست و هفتم ژانويه را برای يادبود قربانيان آن فاجعه، روز بين المللی هالوکاست نامگذاری کردند.
خاتمی: هولوکاست يک حقيقت تاريخی است
کنفرانس هولوکاست-مایه آبروریزی ایرانیان
يهوديان کنفرانس هولوکاست که بودند؟
نامه یک مبارز فلسطینی به رییس جمهور دولت نهم در ایران!!!
"تمام افراد بشر آزاد بدنیا می آیند و از لحاظ حیثیت وحقوق باهم برابرند.همه دارای عقل و وجدان هستند و باید نسبت به یکدیگر با رو ح برابری رفتار کنند.هرکس حق زندگی آزادی وامنیت شخصی دارد.احدی را نمی توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه یا بر خلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد.هرکس حق دارد کار کند و کار خود را آزادانه انتخاب کند.شرایط منصفانه و رضایت بخشی برای کار خواستار باشد و در مقابل بیکاری مورد حمایت قرار گیرد.اساس منشا قدرت و حکومت اراده مردم می باشد این اراده باید به وسیله انتخاباتی ابراز گردد که از روی صداقت وبه طور ادواری صورت پذیرد. انتخابات باید عمومی و با رعایت مساوات باشد و با رای مخفی یا طریقه ای نظیر آن انجام گیرد که آزادی رای را تامین کند.....هرکس در مقابل آن جامعه ای وظیفه دارد که رشد آزاد و کامل شخصیت اورامیسر سازد."
به امید روزی که تمامی انسانها آزاد و در نهایت صلح بصورت مسالمت آمیز درکنار هم زندگی خوب و رو به پیشرفتی داشته باشند.![]()

ایران نامه : دکتر لطف الله هنرفر اصفهان شناس نامدار روز پنج شنبه نهم آذر ماه 1385 ، درسن 87 سالگی در زادگاهش اصفهان که عاشقانه به آن دلبسته بود ، درگذشت .
دکتر لطف الله هنرفر در سال 1298 خورشیدی در اصفهان دیده به گیتی گشود . وی تحصیلات ابتدایی و متوسّطه و دوره اول دانشسرای مقدماتی را در زادگاه خود به پایان برد و در خردادماه 1320 خورشیدی موفق به دریافت درجه کارشناسی در رشته تاریخ و جغرافیای دانش سرای تهران با رتبه اول شد و افتخار دریافت مدال درجه یک از وزارت معارف ، اوقاف و صنایع مستظرفه را در دی ماه 1320 خورشیدی از آن خود نمود. استاد لطف اله هنر فر از سال 1331 تا 1339 خورشیدی ضمن تدریس ، به ریاست اداره باستان شناسی اصفهان منصوب شد و کارنامه درخشانی از فعالیّت های خود را به جا گذاشت. وی همزمان به دریافت درجه کارشناسی ارشد تاریخ دانشگاه تهران نایل شد و در آغاز تیرماه سال 1341 خورشیدی دکترای نخستین دوره تاریخ دانشگاه تهران را با درجه « بسیار خوب » دریافت نمود . او در سال 1346 به دانشگاه اصفهان منتقل شد و گروه آموزشی تاریخ را در دانشگاه اصفهان پایه گذاری نمود. استاد هنرفر پس از سال ها خدمت ارزنده به درخواست خود در سال 1358 به افتخار بازنشستگی نایل شد. وی به خاطر بی مهری هایی که با او شد و رنجیدگی ی خاطری که داشت در سال های آخر عمرش ار حضور در مجامع عمومی دولتی و مردمی پرهیز می کرد امّا تا آخرین روز های عمر از نگارش و پژوهش بازنماند. تلاش در جهت حفظ و مرمّت آثار تاریخی اصفهان و ضبط کتیبه های تاریخی بنا های تاریخی اصفهان و تکمیل آن ها، در شمار خدمات ارزنده او طی سال هاست . دکتر هنرفر عضو اتحادیه انجمن جهانی ایران شناسان و عضو انجمن آثار ملی و شورای حفاظت آثار تاریخی اصفهان بود. از استاد هنرفر پژوهش ها و جستارهای بسیاری به ویژه درباره شهر تاریخی اصفهان به یادگار مانده است که مشهور ترین آن ها کتاب « گنجینه آثار تاریخی اصفهان » است. این اثر که رساله پایان نامه دوره دکترای استاد هنرفر است در سال 1344 خورشیدی به عنوان برترین کتاب سال برگزیده شد. از دیگر آثار ارزشمند دکتر هنرفر درباره اصفهان می توان به کتاب های « از اصفهان دیدن کنید » ، « راهنمای آثار تاریخی اصفهان به زبان انگلیسی » و « آشنایی با شهر تاریخی اصفهان » و « اصفهان شهر تاریخ » اشاره نمود .
دكتر لطف اله هنرفر پس از سال ها تلاش و پژوهش های اصفهان شناسی، درسن 87 سالگی و پس از یک دوره بیماری سخت، در نهم آذرماه 1385 خورشیدی در بیمارستان الزّهرای اصفهان درگذشت و در گلشن ناموران باغ رضوان اصفهان با حضور جمع پر شوري از مردم فرهنگ دوست اصفهان به خاک سپرده شد.
روان پاکش شاد باد.![]()
ولی با تمام این اوصاف بر عهده ی ماست که شرایط ایجاد یک جامعه ی مدنی مناسب را برای آیندگانمان مهیا سازیم وآن هم چیزی جز نهادینه کردن آنچه که یک شهروند جامعه ی مدنی می بایست انجام دهد نمی باشد.بیایید به صندوق رای به چشم ابزاری برای قدرتمداران ننگریم بلکه به ابزاری برای اعلام اراده ی خود هرچند در حد ناقصش نگاه کنیم.سختی ها را تحمل کنیم که آیندگانمان دیگر مجبور به تحمل این سختی ها نباشند تا ایران ایران شود......
ازمیان کاندیداهای خبرگان رهبری در استان اصفهان نام "آیت الله سید جلال الدین طاهری"را واقعاخالی دیدم.چون تا یاد دارم ایشان از نمایندگان خبرگان رهبری اصفهان بودند.وقتی که ایشان که از نیروهای اصلی و تاثیر گذار انقلاب اسلامی بودند حتی حاضر به کاندیداتوری هم نشدند اینگونه به ذهن می رسد که شاید ایشان از چیزهای باخبرند که من وشمای نوعی بی خبریم...چون نمیتوان کسالت احوال ایشان را بهانه ای قرار داد برای کاندیدا نشدن زیرا اگر نگاهی گذارا به لیست 164 نفره ی کاندیداها بیندازید از این نمونه که کسالت احوال دارند زیاد می بینید.!!
خبر دیگری هم که در رابطه با انتخابات 24 آذر ماه وجود دارد کنترل "sms"هاست.که مبادا "sms"ای در جهت تخریب انتخابات ارسال گردد. حال اگر انتخابات قرار است با "sms" تخریب شود واقعا بیایید فکری اساسی راجع به خود انتخابات بکنیم.!چون در "ممالک مترقیه"(به قول قدیمی ها)در زمانهای انتخابات از کلیه ی روش های نقد و نقادی استفاده می گردد ولی هیچ اثر سویی هم بر انتخاباتشان نمی گذارد.میدانید چرا؟ چون واقعاهرکسی شرایط کاندیداتوری را به طور کلی داشته باشد می تواندکاندیدای فلان انتخابات گرددولی در کشور عزیزمان ایران قضیه کاملا متفاوت است زیرا اگر کسی بخواهد مثلا کاندیدای فلان انتخابات گردد می باید هفت خوان رستم رابگذراند تازه با این گذراندن هفت خوان هم راه به جایی نخواهد برد چون در نهایت اکثریت رد صلاحیت می شوند وتنها خستگی طی کردن آن هفت خوان رستم بر دوششان باقی می ماند.
ای کاش یک تجدید نظری درباره ی این صلاحیتها و رد صلاحیتها که سالهاست در زمان انتخابات بحث برانگیز شده می شد تا شرکت مخابرات, وزارت اطلاعات و دیگر سازمانهای مربوطه مجبور به اینهمه صرف کردن نیرو وهزینه برای عدم تخریب انتخابات نمی شدند.
از انتخابات بگذریم.....
در فرهنگ محاوره ای ایران هم قرار بر این شده است که مردم هنگامی که در مکان های عمومی می خواهند با یکدیگر تعامل اجتماعی بر قرار کنند دیگر بحث خود را با سوال کردن درباره ی وضع آب و هوا شروع نکنند بلکه سوالشان در باره ی این میباشد که "خب امروز هواپیمایی سقوط نکرد؟"
واقعا مایه ی تاسف است که سقوط هواپیما در آسمان ایران به یک امر عادی مبدل گشته است.
مسوولان نظام کشورمان بجای اینکه در فکر چاره ای برای برطرف کردن این معضل بزرگ باشند همچنان در حال ارائه طرحها و لایحه هایی برای تصویب در مجلس شورای اسلامی هستند که بر دامنه ی سانسور و محدودیتهای چشمگیر در زمینه ی فرهنگ ,کتاب,روزنامه , فیلم و اینترنت ....بیفزایند.
"تیتر:
آخرین کلام زندگی
لید:
لنزهای له شده
تکه پاره های کاغذ خبر
خبر نگارها ,خبر شدند....
امروز پانزدهم آذر ماه یکمین سالروز سقوط هواپیمای c-130در جنوب غرب تهران است. روزی که خبر نگارها خود خبر شدند..هرچند که در طول این یکسال تعدادی دیگر از این ابوقراضه ها باز سقوط کردند به گونه ای که این سقوطها بصورت امری عادی درآمده.امیدوارم روان تمامی این عزیزان پر پر شده شاد باشد.پرواز را بخاطر سپردیم... اما دلمان نمی خواست پرنده رفتنی باشد.....