تبليغاتX
دختری از ایران
امروز آخرین جمعه ی نخستین ماه از آخرین فصل سال می باشد.2ماه بیشتر تا به پایان رسیدن سال 1385 باقی نمانده است .در ماه بعدی به دلایلی نمی توانم به این محیطی که قسمتی از زندگی روزانه ی من است وبه گونه ای می توانم بگویم جایی است که به من آرامش می دهد بیایم.ماهی که در پیش رو داریم ماه بهمن   است ماهی که جمهوری اسلامی درآن به پیروزی رسید ودهه ای به نام دهه ی فجر را به همین مناسبت در این ماه نامگذاری کردند.آقای احمدی نژاد رئیس جمهور فقط وعده دهنده آنهم از نوع ناممکنش قرار است جشن دیگری را هم به دیگر جشنهای این ماه بیفزاید  وآن هم جشن اتمی است.

پیشا پیش می توان اوضاع  نابسامانی را که قرار است برای ایران وایرانی ها به وجود بیاید پیش بینی نمود. وقتی می گویم ایرانی ها منظورم تمام ایرانی هایی است که در سرتاسر جهان زندگی می کنند. چون دیپلماسی های اشتباه حاکمیت ایران بخصوص دولت نهم خود به خود گریبان ایرانیان خارج از ایران راهم به نوعی گرفته است نمونه ی  بارزش همان تحریم کردن بانکهای صادرات و سپه در خارج از کشور می باشدونوع دیگرش افکار عمومی جهان به ما ایرانیهاست البته اگر جهانیان بر این باو باشندکه مشت را نمونه خروار بدانند.گرانی در ایران غوغا می کند به  حدی که طرفداران دولت نهم هم صدایشان بلند شده به عنوان مثال روزنامه ی کیهان  درانتقاد شدیدش نسبت به دولت نهم اینگونه نوشت:"مقامات محترم مسئول اگر گامي در جهت بهبود اوضاع برنمي دارند، لااقل گراني را انكار نكنند و نمك بر زخم هاي سر باز كرده نپاشند / در حالي كه دولت نهم در حال به پايان بردن دومين سال از عمر چهارساله خويش است، مردم منتظرند تا علائمي از بهبود را مشاهده كنند اما آنچه مي بينند با آنچه انتظار دارند ببينند چندان منطبق نيست."البته ناگفته نماند که تریبون آقای "حسین شریعتمداری"در اینجا هم اصلاح طلبان را بانی اصلی می داند و شرایط نابسامان امروز را میراث اصلاح طلبان می داند.شاید تنها گله ی  این گروه طرفدار رییس جمهور از دولت ایشان بخاطر گرانی ها باشد وبس! شاید این بار دادن ۳۰۰۰ تومان در ازای یک کیلو گوجه آنهم با صفتی فرنگی و 150 تومان در ازای یک عدد تخم مرغ ...  برای آقایان گران تر از دیگر مردمان آمده است که اینگونه حاضر به انتقاد گرفتن گشته اند.روزنامه جمهوری اسلامی هم دولت نهم را مورد انتقادات شدید خود قرار داد.در مجلس هفتم هم قرار است تعدادی از وزیران دولت نهم استیضاح شوند, آنهم وزیران تحصیل کرده ی  کابینه ی جناب احمدی نژاد که ایشان آنهارا با چه کبکبه ودبدبه ای برای گرفتن رای اعتماد به مجلس هفتم معرفی کرده بودند!!. مجلسی که با بهترین برخوردها از دولت نهم استقبال کرده بودامروز از دست نابلدیهای دولت نهم صدایش بلند گشته. آقای احمدی نژاد که برای فقر زدایی واجرای عدالت پا به عرصه ی ریاست جمهوری گذاشت در تنظیم لایحه بودجه بسیار کم آورده است که هنگام بررسی بودجه سال1386 ایشان در سفرهای غیر استانی خود به سر می بردند منظورم از سفرهای غیر استانی این نیست که ایشان در حال کارهای داخلی مملکت بودند بلکه منظورم این بود که ایشان در مراسمها و جشنهای کشورهای آمریکای لاتین به سر می بردند بی آنکه برایشان اقتصاد مملکت خود که بر اساس بودجه تنظیمی دولت قرار است بچرخد اندکی مهم باشد. خدا پدر صندوق ذخیره ی ارزی را بیامرزد که با آن می توان عده ای روستایی بی خبر از همه جارا با دادن سهام عدالت راضی نگاه داشت! مگرنه آقای رییس جمهور؟.


آقای احمدی نژاد! در اینجا به این دلیل شمارا مورد خطاب قرار می دهم  چون  وعده هایتان با دیگر کاندیداهای ریاست جمهوری در نظام جمهوری اسلامی تا به امروز متفاوت ومنحصر به فرد بوده است شما  اگر فراموش کرده ایدکه  پیش از انتخابتان  به مردم چه گفتید و چه وعده دادیدما فیلمهای تبلیغاتی دوران کاندیداتوریتان را در اختیار داریم و گفته هایتان را مو به مو  یادمان مانده .شما آن وعده های رنگین را   با توجه به شرایط موجوددادید هرچند که عاقلان می دانستند نشدنی است. پس دیگر این عذر و بهانه های واهی را که میراث دار دولت های پیشین هستید مورد قبول جمعیت 70 ملیونی ایران قرار نمی گیرد.وزیر آموزش و پرورش دولت شما گفته اش اشتباه نیست او می گوید بودجه ی تعلق گرفته به وزارتخانه ی آموزش و پرورش بسیار اندک است ولی این موضوع مسایل داخلی دولت به حساب می آید به مردم بی گناهی که فرزندانشان را با سختی وگرانی موجودوبه امید علم آموزی روانه ی مدرسه کرده بودند نه آتش گرفتن و سوختن جواب منطقی نمی باشد. اصلن مردم فرمانرواها را انتخاب می کنند که منافعشان بهتر حفظ گردد نه آنکه  به کل منافعشان را از دست بدهند.وزیر مسکن دولت شما جناب سعیدی کیا هم قرار است استیضاح شوند چون نتوانسته اند به وعده های خود جامه ی عمل بپوشانند.البته اگر مردم مورد تشویق های آنچنانی شما در باب افزایش زاد وولد قرار گرفته باشند دیگر مشکل مسکن در خواب ورویاهم حل شدنی نخواهد بود.وزیر فرهنگ وارشاد  دولت شما واقعن راه اشتباهی را در پیش گرفته است وزیر ارتباطاتتان هم که در صدد تکمیل خواسته های وزارت فرهنگ وارشاد برآمده که در سوالهای نماینده تبریز از ایشان در باب فیلترینگ جواب معقولی نداشتند تا این همه تنگنایی در ارتباطات را پاسخگو باشد .آقای احمدی نژاد! مردم ا یران زمستان سختی را گذراندند چون در کشورشان انبوهی از منابع طبیعی وجود دارد که یا در معاملات مافیها هیچ وپوچ می شود یا  بذل و بخششهای بی جای دولت سبب می گردد که مردمی که مستحق  آن منابع هستند ازآن محروم گردند.ای کاش کشورمان اندکی هم از این منابع را دارا نبود تا اینچنین مورد ظلم حکومتگران داخلی وچشم طمع دوختن بیگانگان قرار نمی گرفت.

آقای احمدی نژاد! من هم به عنوان یک ایرانی باور دارم که انرژی هسته ای حق مسلم ماست اما به چه قیمتی به قیمت با خاک یکسان شدن سرزمینم؟مردم عادی شاید ندانند NPTچیست وقوانین نظام بین المللی بر چه اصلی استوار است اما شما که رییس جمهور کشوری بزرگ مانند ایران هستید باید اینهارا بدانید اگر نمی دانید قبول کنید که این پست مهم مملکتی جای شما نبوده است.اگر اندکی گفتار و رفتارتان  دیپلماسی وار بود هیچ گاه شورای امنیت به خود اجازه صدور  قطعنامه ی بسیار وحشت انگیز 1737 را نمی داد!شاید در ترجمه ی این قطعنامه آن شدتی که در متن به زبان اصلی نوشته شده پیدا نباشد اما هرچه هست خطرناکتر از آنیست که  به ذهن مردم بی نوای ایران برسد.خانم فاطمه رجبی که خودرا فرزند روحانیت می دانند وذوب در دولت نهم گشته اند از بس دنیای دیدشان کوتاه است وپدر خدابیامرزشان ایشان را دوآتشه خطاب کرده بودند در رنجنامه ی  خود به رهبر نظام کوچک وبزرگ مسوولان را به باد توهین گرفتند  وفقط از شما حمایت نمودند. ایشان نمی بایست پاسخگو باشند؟یا اینکه  شما در مورد ایشان به آزادی بیان اعتقاد دارید؟ پس در همین جا می توان به بی عدالتی شما یقین پیدا کرد چرا که اگر این عمل از سوی روزنامه نگاری  یا وبلاگ نویسی یا دگر اندیشی  بیان می شد البته فقط در حد نقد نه توهین که خانم رجبی مرتکبش گشته اند یا باید به مدعی العموم پاسخگو می بود یا به شدید ترین مجازاتها محکوم می گشت!


از مشکلات اجتماعی که فقر وفحشا در صدرشان قرار دارند وفرزندانی همچون ایدز و اعتیاد وطلاق را به بار آورده اند اگر خبر ندارید سری به صفحه ی حوادث روزنامه ها بزنید سپس کلاهتان را قاضی کنید و ببینید که آیا رواست که پول مملکت را خرج بیگانگانی  نمایید به این خاطر که یااز برادران دینیتان هستندومورد ظلم قرار گرفته اند  ویا از چپگرایان آمریکای لاتین  میباشندو به نوعی مواضعشان با شما نزدیک است در حالی که جوانان ایرانی در صف فروش کلیه ایستاده اند تا با فروش گوشه ای از جانشان بتوانند پولی به دست آورند وچندروزی را بگذرانند البته این شیوه ی شرافتمندانه اش است نوع دیگرش دخترکان معصومی هستند که از جامعه ای بیمار بلند گشته اند ومجبور به تن فروشی شده اند یا اگر هم مجبور به تن فروشی نشده اند امنیت ازآنها سلب گشته و مورد تجاوز پسران  ومردانی قرار گرفتند که یا از سر بیماری و یا  هر دلیل دیگری مانند شرایط سخت اجتماعی مرتکب این عمل شده اند.
این حرفها تمامی ندارند و بی اثراست چرا که "گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ی من/ آنکه البته به جایی نرسد فریاد است...

+ نوشته شده در Fri 19 Jan 2007ساعت 6:35 AM توسط مهرو ملالی |

باران را از من جدا کنید
این روزها فقط آفتاب را می خواهم
همهمه را از من دور کنید
چند روزیست فقط به دنبال سکوتم

پرنده می خواهد چند روزی
خود را در فقس اتاقش
زندانی کند.

              شعر از "فری ناز آرین فر"

+ نوشته شده در Mon 8 Jan 2007ساعت 6:30 AM توسط مهرو ملالی |

                                         فروغ الزمان فرخزاد

 

           "فروغ الزمان" خوبم هفتاد ودومین سالروز چشم گشودنت به گیتی را گرامی می دارم.

من با تو زندگی می کنم ,از خواندن اشعار دلنشینت سیر نمی شوم به نحوی که از بس خوانده امشان نیمی از آنها را از بر شده ام. بارها اولین تپش های عاشقانه ی قلبت را که برای "پرویز شاپور" عزیر نگاشته بودی خوانده ام وبا دلخوشی هایت شاد گشتم وبا دلتنگی هایت گریستم.عاشق شیوه ی واقع گرایی و ساده نگریستنت هستم. شب ها با شنیدن صدای آرامش دهنده ات آرام می گیرم.عکسی از چهره ی زیبایت را بر دیوار زده ام تا هر روز صبح با دیدن چشمان گیرایت به آفتاب سلامی دوباره بگویم.هرچند سالها از بر بستن دیدگان زیبایت از دنیا می گذرد اما همه ی دوستدارانت وجود نازنینت را کاملا احساس می کنند.چه زیبا از فاتح شدنت خبر داده بودی, آنجا که گفتی:" فاتح شدم /خود را به ثبت رساندم/ خود را به نامی در یک شناسنامه,مزین کردم/ وهستیم به یک شماره مشخص شد/ پس زنده باد 678 صادره از بخش 5 ساکن تهران." شاید خود نیز می دانستی که پس از مرگت هم همچنان زنده خواهی ماند."پوران" عزیز, یگانه خواهرت که عمرش دراز باد چه زیبا برایت سروده است:

فروغی درخشید در شعر ایران

چنان رخشه ی مهر بر مهر یاران

درخشید و تابید وناگه نهان شد

                                                    پریــواره مه بانوی شعــر ایران 

                  

+ نوشته شده در Fri 5 Jan 2007ساعت 6:30 AM توسط مهرو ملالی |

هرروز
در زندان خود
پرسه زنان
می‌پرسم از زندانیان دیگر هم بند:
(( مانده از امروز
تا روز رهایی
چند؟ ))
 
+ نوشته شده در Thu 4 Jan 2007ساعت 6:30 AM توسط مهرو ملالی |

 از  هادی حیدری عزیز بسیار ممنونم که به یاد من بودو منو به "بازی یلدا" دعوت کرد.در این "یلدا بازی"باید شخص واقعیاتی را آشکار نماید که یا دیگران ازآن بی خبر بوده اند یا اصلن قرار نبوده خبردار بشوند.این کار به نوعی خودزنی شبیه است امیدوارم در نوشتن آن واقعیات دچار خودسانسوری نشوم...

۱-تا ۴ سالگی  گنگ و لال بودم حتی یک کلمه هم بر زبان نمی آوردم بجز آآآآ!وازبس ساکت وآرام بودم همیشه پس از تمام شدن تمام مهمانی ها خانواده ی بسیار متوجه ی!! این جانب وقتی سوار  ماشین می شدند که به خانه برگردند یادشان می آمده منو جا گذاشته اند. اما بجایش حالا آنقدر حرف می زنم که اطرافیانم آرزوی روزهای لال بودن مرا میکنند!

۲-یک دوست بسیار عزیزی دارم که فقط ۲۵ روز از من بزرگتره ومن شیر مامان اورا به دلایلی خورده ام و باهمدیگر یک زمانی همسایه ی دیوار به دیوار هم بوده ایم در دوران کودکی در تمام کارها باهم شریک بودیم مثلا بعدازظهرهای روزهای تابستان برای بازی با بقیه ی بچه های بن بستمان  از خونه  می زدیم بیرون. زمانی که ۶ ساله  و ۷ ساله بودیم من واو با اندکی پول برای خرید مثلا ۲ تا آدامس به بقالی محلمون می رفتیم ولی تعداد زیادی آدامس می دزدیدیم  وهمبازیهایمان  را به آدامسهای دزدیده شده یمان دعوت می کردیم.این کار  مرتب صورت می گرفت تا اینکه یه بار دم در بقالی ۲ تا پسر ایستاده بودند  شاید اون موقع ۱۴ یا ۱۵ سال داشتند به چشم ما خیلی بزرگ به نظر می آمدند آنها شاهد عمل عیارانه ی ما گشته بودندو به بقالی محل گوشزد کرده بودند در همان موقع صاحب مغازه از ما دوتا که خیلی هم کوچیک بودیم و دستمان به زور به سبد  حاوی آدامسها می رسید گفت بچه ها آدامس اضا فی که بر نداشتین؟! ماهم با اینکه  بچه بودیم طوری قیافه گرفتیم که انگار با این سوال حیثیت ما زیر سوال رفته..ولی تا مدتی بعد هم باز به عمل آدامس دزدیمان ادامه دادیم تا خسته شدیم....

۳-زمانی که کلاس آمادگی بودم برای رفت و آمد به مدرسه سرویس داشتم. یه روز پس از اینکه زنگ مدرسه خورده بود  وتعطیل شده بودیم میخواستم برم دستشویی ولی از بس فاصله دستشویی مدرسه  از کلاس ما زیاد بود که با اجازه ی شما وسط راه خودم را خیس کردم ولی فقط شلوارم خیس شده بود ودر ظاهر معلوم نبود چه غلطی کرده ام.سرویس هم دم در مدرسه منتظر ایستاده بود تا بچه ها یکی یکی بیان تا حرکت کنه . بچه های سرویس همه از من بزرگتر بودند کلاس چهارمی یا پنجمی وهر روزهم بر سر اینکه من روی پای کدامیکشان بشینم باهم  بحث داشتن(از بس که من دوست داشتنی بودم)آن روز قرعه به نام  یکی از دختران که یادم هست اسمش مینا بود  و مرتب قربون وصدقه ی من می رفت افتاده بود. من هم روی پای او نشستم تا اینکه وقتی دم در خانه مان از ماشین پیاده شدم بیچاره دید عجب بلایی سر مانتو اش آورده ام

۴-تابستان ۱۳۷۰ که من احساس می کردم بسیار  خوب می توانم انگلیسی صحبت کنم(البته به خیال خودم ها!)  مامان و بابام که می رفتن سر کار, خواهرم هم می رفت کلاس , بابابزرگمم که  روحش شاد باشه کاری بهم نداشت . من هم گوشی تلفن را بر می داشتم و کد ۰۰۱ را می گرفتم تا با آن طرف گوشی که یک آمریکایی بود انگلیسی صحبت کنم.گاهی وقتا دلم نمیومد همبازی همیشه همراهم را از این کاری که انجام میدم محروم نگه دارم اوراهم خبر می دادم ولی او فقط می گفت "I Love You" ولی من جملات بیشتری به کار می بردم وروزی به ۴ یا ۵ شماره در آمریکا زنگ می زدیم تا اینکه بالاخره قبض تلفن آمد و معلوم شد چه گندی زدم من!! 

۵-دوران کودکی یا حتی بالاتر از آن دوران من همیشه درصدد اخاذی از خواهر بیچاره ام بودم. اگر کاری میگفتم و برام انجام نمی داد بسیار خونسرد میرفتم در تراس  واز پشت نرده های تراس که عرضش تا پرتگاه بسیار کم بود راه می رفتم  طولش هم که حدود ۱۲ متر بود  وبرای خواهرم که با دلهره شاهد این عمل بود تمامی نداشت و یا اینکه از لبه های پنجره ی پاسیو در طبقه ی دوم از این سو به آنسو راه می رفتم که خواهر بیچاره ی من از ترس اینکه بلایی سر من نیاید حاضر به انجام تمام خواسته های من میشد و تمام پولهایش را هم به من می داد(من از او کوچکتر بودم ها

البته من وقتی خواستم این پست را بنویسم بیش از ۱۰ مورد به ذهنم رسید ولی در ایجا قرار بر این است که فقط به ۵ مورد اکتفا کنیم.من هم در اینجا  دوستان نازنینم نفیسه ,شینافشین , سجاد صاحبان زند وهم چنین محمود احمدی نژاد را دعوت به بازی یلدا میکنم. 

+ نوشته شده در Tue 2 Jan 2007ساعت 6:30 AM توسط مهرو ملالی |

در آخرین روزهای سال ۲۰۰۶"صدام حسین"یکی دیگر از دیکتاتورهای جهان به تاریخ پیوست.او که به مدت ۲۴ سال رئیس جمهور مادام العمری عراق بود پس از حمله ی آمریکا در بیستم مارس سال ۲۰۰۳ به خاک عراق دوران قدرتش به پایان رسید.هرچند وی در روز سی ام ماه دسامبر سال ۲۰۰۶ دوروز مانده به سال ۲۰۰۷ به چوبه ی دار آویخته شد اما می توان اعدام واقعی وی را همان برکنار کردنش از قدرت دانست.قدرت ذاتن فاسد است وای به آن روزی که مطلق شود که دیگر مطلقن فاسد خواهد بود.!

اعدام صدام واکنش های گوناگونی در عرصه ی بین المللی به همراه داشت.گروهی خشنودی خود را نسبت به اعدام صدام ابراز نمودند و گروهی دیگر نا خرسندی خود را.شبکه های خبری مهم مانند بی بی سی و الجزیره و... از زمان اعلام اعدام صدام  سراسر پوشش خبری خود را به اعدام صدام اختصاص دادند.ا

از جمله مخالفان اعدام صدام  می توان به کشورهایی نظیر  هندوستان روسیه لیبی واتیکان فرانسه و هم چنین جنبش حماس اشاره کرد. هندوستان و روسیه اعدام صدام حسین را سبب موج تازه ای از خشونت در منطقه دانستند.واتیکان هم این واقعه را تاسف بار واعدام را تحت هر شرایطی روشی غیر انسانی برای مجازات قلمداد نمود.لیـــبی مخالفت خود را با اجرای چنین حکمی علیه صدام حسین به شکل جدی تری نشان داد و ۳ روز عزای عمومی در لیـــــبی اعلام کرد.در فرانسه نیز وزیر امور خارجه اش از عراقی ها خواست به آینده و استقلال کشورشان نگاه کنند.سخنگوی وزارت امور خارجه فرانسه هم اعلام نمود فرانسه با حکم اعدام به هر دلیلی مخالف است.وزیر پیشین فرهنگ فرانسه که چندی پیش به ایران سفری داشت اعدام شتابزده ی صدام را دلیلی بر پنهان کردن واقعیاتی درباره ی جنایات اصلی صدام دانست.اسماعیل رضوان سخنگوی حماس هم اعدام صدام را نشات گرفته از سیاست آمریکا دانست.حامد کرزای برای مردم عراق پس از صدام آرزوی سعادت و کامیابی نمود.در شهر نیویورک مقر سازمان ملل ومجسمه ی آزادی عده ی زیادی از مردم مخصوصن آن گروهی که مدافع حقوق بشر هستند بر این باورند که بهتر  بود راه های دیگری بجز اعدام برای مجازات صدام در نظر گرفته می شد.سخنگوی عفو بین الملل هم  اعلام نمود این نهاد از ابتدا خواستار اجرای عدالت درباره ی اعمال غیر انسانی صدام بوده است اما دادگاه محاکمه ی صدام را دادرسی هایی سر بندی شده دانست که با موازین حقوق بشر سازگاری نداشت.سازمان دیده بان حقوق بشر(Human Rights Watch)بیان داشت که این سازمان اسناد زیادی را از جنایات صدام به صورت بایگانی شده جمع آوری کرده است و منکر جنایتکار بودن صدام نیز نمی باشد اما با حکم اعدام علیه او مخالف بوده است.

واما از جمله موافقان اعدام صدام دو کشوری هستند که هیچ گونه رابطه ی دیپلماتیک باهم ندارند. که همان ایران وآمریکای همیشه خبرساز در صحنه بین المللی می باشند.اتفاقن صدام هم پیش از مرگش به مردمان کشورش توصیه کرده بود که دشمنان اصلی شما ایران(فارس ها) وآمریکا می باشند.بوش رئیس جمهور آمریکا اعدام صدام را نقطه ی عطفی برای کشور عراق دانست هرچند که این اعدام را پایان خشونت ها نمی داند. دولت  جمهوری اسلامی ایران هم اعدام صدام را پیروزی بزرگی برای مردم عراق به شمار آورد.کشور کویت و وزیر امور خارجه انگلستان هم اجرای حکم صدام را عادلانه تشخیص دادند.

در خود عراق هم گروهی با شنیدن خبر اعدام صدام به رقص وپایکوبی پرداختندو گروهی از مردمان عراق که در زمان قدرت صدام از آن اوضاع واحوال منتفع می شدند و همچنین آنهایی که از وضع موجود عراق ناراضی اند از مخالفان و ناخشنودان اعدام صدام به حساب می آیند.اینها گوشه ای از واکنش های جهانی نسبت به اعدام صدام بود.

 در جنایتکار بودن  و بی رحم بودن صدام حسین هیچ شک و تردید وابهامی نیست. دادگاه محاکمه ی صدام هرچند که از زوایایی قابل انتقاد است اما همین که وجود داشته و بر اساس رسیدگی در دادگاه حکم مجازات علیه وی صادر شده باز جای تحسین دارد.(البته جدای از اعلام حکم اعدامی که صادر شد.)زیرا در زمانقدرتمندی صدام کم نبودند کسانی که بی گناه بدون هیچ دادگاه ودادرسی ای و یا  حق داشتن وکیلی محکوم به اعدام گشته بودند.دادگاه رسیدگی به جرایم صدام فقط حدود ۱۲ مورد از جرایم صدام را مورد رسیدگی قرار داد.در تاریخ ۵ نوامبر ۲۰۰۶ دادگاه پس از رسیدگی به پرونده جنایات "دجیل" حکم اعدام صدام را صادر نمود .پرونده ی "دجیل" مربوط به کشتار ۱۴۸ تن از شیعیان منطقه ی "دجیل" بود که به دستور صدام قتل عام گشته بودند.

اعدام صدام ونحوه ی شتابزدگی در اعدام او و بی پاسخ ماندن بسیاری از ابهاماتی که درباره دیگر پرونده های او وجود دارد سوالاتی را به ذهن متبادر می سازد.از نظر حقوقی دادگاهی که بر مبنای قانون عراق به جرایم صدام رسیدگی کرد و حکم اعدام را علیه او صادر نمود آیا مصلحت جامعه ی پرآشوب عراق راهم در نظر گرفته بود؟اگر اعدام صدام سبب کشت وکشتارهای زیادی در عراق گردد وبر دامنه ی تفرقه های قومی مذهبی در عراق بیفزاید به نحوی که عراق حمامی از خون گردد باید واقع گرا بودو گفت که حکم اعدام علیه صدام به مصلحت نبوده هرچند که بر مبنای قانون عراق صورت گرفته باشد.زیرا نقش حقوق در جوامع ایجاد امنیت و برقراری نظم است ولی وقتی بر بی نظمی و نا امنی دامن بزند مصلحت می باید جای آن را بگیرد.

چرا اجرای حکم اعدام صدام اینهمه با شتابزدگی صورت گرفت وسبب گشت او همانند دیگر دیکتاتوران نظیرپينوشه يا فوجيموري يا رئيس جمهور صربستان يا اوجالان نتواند از زیر بار اعدام نجات یابد؟گروهی هم چون مخالفان آمریکا ویا به طور کلی غرب این شتابزدگی در اعدام را ناشی از مخفی نگاه داشتن رازهایی دانستند که ممکن بود به وسیله ی صدام در صورت رسیدگی سایر پرونده ها بر ملا گردد وبه ضرر غربی ها تمام شود.گروهی دیگر این شتابزدگی را ناشی از کنفرانس آشتی ملی در عراق دانستند که در آن قرار بر این شده بوده که از اعضای حزب بعث عراق در سیاست عراق استفاده شود به همین خاطر صدام را هرچه زودتر اعدام کردند تا بعثیونی که قرار است وارد عرصه ی سیاست عراق گردند وسوسه بازگرداندن دیکتاتور سابق را در سر نپرورانند. 

هرچند صدام اعدام شد و به نیستی رسید اما اثر وجودی او در تاریخ ملت عراق ادامه دار خواهد بود.او مردمان بی گناهی را از بین برد اما خود نیز از مرگ آن گونه که در تصویرش هنگام اعدام پیدا بود هراسی نداشت که حتی خواست با چشمانی باز به استقبال مرگ رود!!

 درسال ۲۰۰۶ شاهد مرگ تعدادی از دیکتاتورهای جهان بودیم از جمله پینوشه دیکتاتور سابق شیلی و ترکمن باشی(صفر مرادنیاز اف) دیکتاتور ترکمنستان که این دو به مرگ طبیعی  دار فانی را وداع گفتند. فیدل کاسترو هم فاصله ی چندانی با مرگ ندارد...صدام حسین هم که دیروز به وسیله ی چوبه دار جان باخت. واعدام اورا می توان نقطه ی آغازی برای عدم مصونیت کیفری سردمداران زورگو ومستبد کشورها دانست.

این مرگ ها خبر از این می دهد که آدمی اگر از نظر قدرت بالاتر از دیگر مردمان باشد در مرگ با دیگر هم نوعانش برابر خواهد بود پس چه بهتر که تلاش کند نام نیکی از خود باقی گذارد....... 

+ نوشته شده در Sun 31 Dec 2006ساعت 6:30 AM توسط مهرو ملالی |

صدام حسین عبدالمجید تکریتی در ۸ اردیبهشت ۱۳۱۶ (۲۸ آوریل ۱۹۳۷) به دنیا آمد. او از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۸۲ (۱۹۷۹ تا ۲۰۰۳) که نیروهای ائتلاف به عراق حمله کردند رئیس جمهور عراق بود.

                                      صدام حسین در زمان قدرت

                           

 صدام یکی از اعضای برجستهٔ حزب بعث عراق محسوب می‌شد. مبانی نظری این حزب بر پان‌عربیسم، نوسازی اقتصادی و سوسیالیسم استوار است. او نقشی کلیدی در کودتای سال ۱۳۴۷ (۱۹۶۸) که منجر به حکومت درازمدت حزب بعث شد داشت. صدام به عنوان نائب‌رئیس تحت فرمان عموی خود، ارتشبد احمد حسن البکر، توانست به سختی کشمکش‌های بین دولت و نیروهای مسلح را در زمانی که گروه‌های بسیاری توانایی براندازی دولت را داشتند کنترل کند. او این کار را با تشکیل نیروهای امنیتی سرکوبگر و تحمیل نیروی خود به دولت انجام داد. وی توانست اقتصاد عراق را با یک رشد نسبتاً تند در دههٔ ۷۰ میلادی به پیش ببرد.

                                صدام حسین در اوج قدرت

 

                                    

صدام به عنوان یک رئیس‌جمهور دیکتاتور توانست نوعی پرستش شخصیتی فراگیر برای خود و در بین مردم به وجود آورد. او دولتی به شدت مستبد تشکیل داد و توانست در طول جنگ ایران و عراق (۱۳۶۷-۱۳۵۹) (۱۹۸۸-۱۹۸۰) و جنگ اول خلیج فارس (۱۳۷۰) (۱۹۹۱) که هر دو عامل کاهش استانداردهای زندگی و وضع حقوق بشر در عراق شدند قدرت را حفظ کند. دولت صدام تمام جنبش‌هایی را که به باور خود تهدیدکننده تلقی می‌کرد، به ویژه آنهایی را که برآمده از گروه‌های دینی یا قومی بودند و خیال استقلال یا خودمحتاری داشتند سرکوب کرد.

                                          صدام حسین در دادگاه

صدام در حالی که در نظر بسیاری از اعراب به دلیل مقاومت در برابر غرب و حمایت بی‌شائبه از فلسطینی‌ها رهبری بزرگ تلقی می‌شد، پس از جنگ خلیج فارس از سوی جامعهٔ بین‌الملل و امریکا طرد شد.

صدام پس از حملهٔ امریکا و متحدانش به عراق در سال ۱۳۸۲ (۲۰۰۳) مقام خود را از دست داد. او در ۲۲ آذر ۱۳۸۲ (۱۳ دسامبر ۲۰۰۳) توسط نیروهای امریکایی دستگیر شد. او را در دادگاه ویژهٔ جرائم سران عراق که توسط دولت موقت عراق تشکیل شد محاکمه و در تاریخ یکشنبه ۱۴ آبان ۱۳۸۵ (۵ نوامبر ۲۰۰۶)، به اعدام با چوبه دار محکوم کردند.و امروز۳۰ دسامبر قرار است  این حکم اجر ا گردد.

واکنون که در حال نوشتن این  واژگان هستم از رادیو BBC اعلام شد که این حکم اجرا گشت. درست است که او  یک دیکتاتوری بوده است که حتی به اعضای خانواده خود نیز رحم  نمی کرد ه و جنایات زیادی علیه بشریت مرتکب گشته ولی با این حال من به عنوان یک مدافع حقوق بشر نارضایتی خود را نسبت به این حکم اعلام می دارم.چون قرار بر اینست که حکم مجازات اعدام از میان مجازاتها بر چیده شود. واز این به بعد باید شاهد وضع نابسامان دیگری در عراق باشیم که شیعیان و سنی ها به جان یکدیگر خواهند افتاد...

 

+ نوشته شده در Sat 30 Dec 2006ساعت 7:7 AM توسط مهرو ملالی |

اگر نگاهی گذرا به دور وبرمان بیندازیم آرزو می کنیم که ای کاش بجای عدالت و مهر ورزی آقای احمدی نژاد اندکی آرامش و آسایش نصیبمان می گشت. این آقای احمدی نژاد  اینگونه که  ازرویه ی عملکرد یکسال و نیمه شان می گذرد پیداست که فقط و فقط در صدد جلب توجه هستند و متاسفانه به خبر ساز بودنشان در داخل کشور هم اکتفا نمی کنند و دوست دارند در صحنه ی بین المللی نیز بیش از دیگر دولتمردان مطرح باشند.خرداد 1384 در روزهای تبلیغات انتخاباتی   دوره نهم ریاست جمهوری برای خرید سی دی یک وسیله ی خانگی به یکی از فروشگاهای لوازم خانگی رفته بودم وپس از خرید  سی دی و بازگشت به خانه متوجه شدم فروشنده در بسته بندی  سی دی اصلی یک عدد سی دی تبلیغاتی آقای احمدی نژاد را جای داده است.بی آنکه خود خواسته باشم صاحب سی دی تبلیغاتی  یکی از کاندیداهای دوره نهم ریاست جمهوری شده بودم که بسیار از شهردار پایتخت شدنش ناراحت بودم.شاید آن روز از عمل آن فروشنده بسیار بدم آمد اما امروز بخاط اینکه سندی از ایشان در دست دارم تا وعده های نه دروغینشان بلکه از باور به دورشان را دقیق تر  می توانم موشکافی کنم,خوشحال هم هستم.اگر یادتان باشد شب پیش از انتخابات نهایی دوره ی نهم ریاست جمهوری در گفتگوی خبری ساعت 22:30 شبکه ی 2 سراسری هنگامی که آقای حیدری گوینده ی خبر از سخنان و حرفها یی که درباره ی آقای احمدی نژاد دهان به دهان می گشت از ایشان درمورد راست یا دروغ بودن آنچه به صورت فراگیر درباره ی ایشان در جامعه منتشر گشته بود  پرسید,آقای احمدی نژاد در برابر هریک از سوالها آن قدر مظلومانه و به عبارتی عاقلانه می خواستند جواب بدهند که انگار ایشان فرشته ای هستند  ودیوها در صدد خراب کردن ایشان برآمده اند.در آن جایی که آقای حیدری از ایشان درباره دیوارکشی خیابان ها مبنی بر جدایی محل رفت و آمد دختران وپسران سوال کرد آقای احمدی نژاد   همراه باهمان خنده های نازیبایشان پاسخ دادند که من کاری می کنم که شرایط کاری جوانان طوری فراهم شود که دیگر جوانی از سر بیکاری در پیاده روها وجود نداشته باشد ویا در مورد مساله  بد حجابی خانمهایی که از بد حجابیشان هدفی دارند من در صدد بهتر کردن شرایط اقتصاد مملکت هستم تا شاهد این  بدحجابی و برخورد با بد حجابی نباشیم.... نمی دانم آقای  احمدی  نژاد  خودشان یادشان هست که چه گفتند دیروز و چه می کنند امروز؟ایشان نه تنها باعث بدتر شدن وضع  زندگی مردم از تمام جهات در داخل کشور شده اند بلکه چهره ی زشتی از ایران در صحنه ی بین المللی به نمایش گذارده اند,کاری کرده اند که مردم صدای اعتراضات شدیشان را نسبت به خود شخص رئیس جمهور و هیات دولت ایشان در انتخابات 24 آذر بسیار خوب نشان بدهند.هرچند که با تقلب های آشکار و مخفی کاری در شمارش آرا سعی در کمرنگ جلوه دادن این اعتراضات شده بود!همراهان رئیس جمهور منظورم اصولگرایان می باشند  وقتی خود هنوز معنای آنچه را که پیروش هستند نمی دانند ودر تعریف اصولگرایی دچار تفرقه گشته اند صد البته پیداست که برنامه هایشان ناکارآمد از آب در می آیدو وقتی اینان خود دچار تفرقه اند کی میتوانند مردم را متحد و یکدست در جهت نگهداری و دفاع از استقلال و آزادی کشور هدایت کنند؟ای کاش آقای رئیس جمهور به جای عکس انداختن بر سر سفره ی ساده ی نان و پنیر و هم چنین به جای برداشتهای غیر قانونی شان از حساب ذخیره ی ارزی کشور برای اختصاص سهام  عدالت بین روستاییان که شاید با هدف جمع آوری آرا برای دوره ی بعدی ویا حتی بقای همین دولت کنونی می باشد اندکی فقط اندکی به فکر فرو می رفتند واگرهم  این کار برایشان مشکل است اطرافیانشان ایشان را به فکر می انداختند که هر شهرتی  دلیل بر محبوبیت نیست. آن شهرتی خوب  است که از نام  آدمی در آینده به نیکی یاد کنند وگرنه در گذشته دولتمردان زیادی بودند که امروزه نامشان برسر زبانهاست اما نه به نیکی بلکه به بدی. نمونه ی بارزش همان "هیتلر" ی است که آقای احمدی نژادبه گونه ای سنگ اورا به سینه می زند که تا اعمال زشت اورا پنهان کند. دولت نهم بی هیچ فکری کنفرانس هولو کاست را در تهران برپا کرد . حال تا کی می باید مردم بی نوای ایران چوب این کار را بخورند خدا می داند!حتی اگر هم هولوکاست  به قول یهودستیزانی همچون آقای احمدی نژاد افسانه باشد (که مطمئنن نیست)عملی زشت که به حساب می آمده پس این همه بلوا و آشوب برای چیست؟برای ترویج و اثبات درستی اعمال زشتی همچون نژاد پرستی و نسل کشی؟!!!!!!!!
 ای کاش آقای احمدی نژاد آن هزینه ی سنگینی را که صرف بر پایی این کنفرانس مسخره و بیهوده کرده اند را صرف رسیدگی به زلزله زدگان بم می کردند که اهالی بم پس از گذشت 3 سال از وقوع زلزله سهمگینی که بر سرشان آمده بود همچنان در بدترین شرایط زندگی به سر می برند. ایشان زمانی که وزیران منتخب خود را برای گرفتن رای اعتماد به مجلس  معرفی کرده بودند بادی بر غبغب خود اندخته بودند که وزیران منتخب هیات دولت من از نظر مدارک عالی تحصیلی قابل مقایسه با هیچ یک از وزیران دوره های پیشین نیستند....دیدیم که مدرک وزیران دولت نهم چون  به همراه کوچکترین تجربه های لازم نبود به درد همان قابی  خورد که بر دیوار کوبیده شود.
وهمگی شاهد ناکارآمدن بودن  برنامه های دولت نهم که گردانندگانش همین آقایان وزیر می باشند بوده ایم.
نامه نگاری های آقای احمدی نژاد هم خود نشات گرفته از همان جلب توجهی است که در ابتدا بدان اشاره کردم.برخورد وزیر علوم ایشان با دانشجویان راهم دیدیم چگونه بود! عنوان ستاره دار کردن عده ای دانشجوی با استعداد که در امتحانات سخت کارشناسی ارشد قابلیت خود را نشان داده بودند واقعا عاری از هرگونه عدالتی است که ادعای اولیه ی آقای احمدی نژاد برای تصاحب پست رئیس جمهوری بود. دانشجویان امیر کبیر راهم دیدیم که  با رشادتشان چه کردند و چه گفتند!اگر چنین برخوردی با هر رئیس جمهوری شده بود حتما در رفتار خود اندکی تامل می کرد.پس از صدور قطعنامه 1737 شورای امنیت که می توان گفت به اتفاق آرا علیه ایران  صادر گشته چون هر 15 عضو شورای امنیت (هم اعضای دائمی وهم غیر دائمی )که قطر  که کشوری مسلمان است هم شاملشان بوده همگی علیه ایران رای دادند!!! دولت علیه این قطعنامه چه جوابی داد وچه برنامه ای را در پیش گرفت؟!!! مردم ایران تا کی می باید چوب نابلدیهای دیپلماسی دولتمردانی هم چون محمود احمدی نژاد را بخورند که وقتی تحریم های سنگینی علیهشان صادر می شودکاری از دستشان بر نیاید چون سالهاست که در تحریم به سر می برند و زندگی کردن در بدترین شرایط اقتصادی ,اجتماعی و فرهنگی را تحمل کرده اند. وهمین امر سبب گشته  که آقایان به خود اجازه بدهند و بگویند که این تحریم ها برای مردم ما  مهم نیست!!!!!
آن موقع که آقای احمدی نژاد بازهم بی هیچ اندیشیدنی شروع به سخن راندن در باب تشویق برای افزایش جمعیت کردند آقایانی هم چون حداد عادل (رئیس مجلسی که خود نیز بخاطر مصوباتش متهم به جلب توجه های آشکار است) خواستند سخنان نسنجیده ی آقای احمدی نژاد را خنثی کنند اما رئیس جمهور عدالتخوا ه بازهم در سفرهای  معروف استانیشان به مازندران در صدد تاکید بر سخن نسنجیده ی خود درباب افزایش جمعیت برآمدند وبه اهالی غرب مازندران وعده دادند در صورت زاد وولد بیشترشان که منجر به افزایش جمعیت خواهد شد قول می دهم که این قسمت مازندران را تبدیل به استانی مستقل به نام مازندران غربی گردانم.
ایشان با وعده های عدالت گستری پا به عرصه ی ریاست جمهوری گذاردند در حالی که بی عدالتی در ایران همچنان غوغا می کند. وقتی که فقر و تنگدستی در ایران سبب ناهنجاریهایی هم چون اعتیاد,طلاق,ایدز و قتلهای زیادی گشته آیا رواست که دولت ایران سعی بر کمکهای هنگفت مالی به آقایانی هم چون "شیخ حسن نصرالله" و"اسماعیل هنیه" بکند؟ آیا مقامات ایرانی زمانی که رئیس جمهورشان به علت بلد نبودن دیپلماسی حرفهایی را بر زبان می آورد که سبب می شود که جامعه ی بین المللی اصل را بر خلاف کار بودن ایران بگذارند آیا می توانند اعتراضی مبنی بر دستگیری دیپلماتهای ایرانی در عراق داشته باشند؟ اگر بخواهم تمامی اتفاقات ناگواری را که در ایران در حال وقوع است و وضع زندگی مردم را بدتر از بد می کند  بنویسم تمامی ندارند.
امیدوارم خدای بزرگ به خیر بگذراند چون بوی خوشی از این اوضاع به مشام نمی آید.....
+ نوشته شده در Fri 29 Dec 2006ساعت 6:30 AM توسط مهرو ملالی |

چندی پیش به سراغ آرشیو مجله ی یغما  که  مادر عزیزم جمع آوری کرده است, رفته بودم وبه دنبال مطلبی از "شادروان دکتر مجتبی مینوی " می گشتم که به نوشته ای از اقبال یغمایی بر خوردم.که برایم بسیار جالب توجه بود.امروز که  نظرات خوانندگان عزیز وبلاگم را مرور می کردم دوست نازنینی از خبری بسیار ناگوار برایم نگاشته بود که بی ربط با آن نوشته ی جالب توجه مجله یغما نبود در پایین هر دو را برایتان می آورم و داوری را به خودتان می سپارم...

دو انفجار بزرگ در شمال شهر باستانی تابران و آرامگاه فردوسی

"در سال ۱۳۰۵ خورشیدی-۲۴۸۵-به فرمان رضا شاه بزرگ انجمن حفظ آثار ملی تشکیل یافت اعضای اولیه ی انجمن: ذکا الملک فروغی,تقی زاده, مشیرالدوله,حکیم الملک مستوفی الممالک, تیمورتاش مشارالدوله ی حکمت, میرزا محمد علی خان فرزین, ارباب کیخسرو شاهرخ ,نصرت الدوله(پسر ارشد فرمانفرما),حسین علا بودند.
انجمن به دستور رضا شاه نخست به ایجاد آرامگاه فردوسی پرداخت. قرار بود که هزینه ی برآوردن بنا از محل اعانات ملی فراهم گردد.برخلاف معهود راه میان قوچان وطوس را وزارت طرق ( راه) به درخواست انجمن آثار ملی مسطح و هموار کرد.
در سفری که رضا شاه بزرگ از گرگان به مشهد و طوس فرمود,پرسید که:((راه میان قوچان و طوس چگونه احداث شده است؟))محمود جم والی خراسان معروض داشت که وزارت طرق به در خواست انجمن آثار ملی ساخته است. شاه فرمود:(( در این کار چه مبلغ خرج شده است؟))به عرض رسید:سه هزار تومان.
فرمود:((چون فردوسی از مفاخر ملی ماست و باید همه در برآوردن کاخی رفیع بر مزارش کمک کنیم من سه هزار تومانی را که صرف ساختن این راه شده می دهم تا بر بودجه ی ضعیف وزارت طرق تحمیلی نشده باشد. این مبلغ را به وزارت طرق برگردانید تا جای دیگر صرف ساختن راه کند.))
چنین کردند۱."
1-برگرفته ازمجله یغما شماره 344 اردی بهشت 2536 صفحه ی 97

+ نوشته شده در Thu 28 Dec 2006ساعت 8:21 AM توسط مهرو ملالی |

                  مال کنون 

    وای چه خوه مال بار کنه         یارت باهات بو
 کمی چال ,زین مخملی                به زیرپات بو
چه خوه مال بار ونه                به دشت شیم بار
 دست گل من دسم بو                 چی پار وپیرار
های عزیزم مینابنوش             دستمال هف رنگ
چی تیات پیدا ندا                      به ایل چهارلنگ
ویدم بی که بینمت                         دیدم نویدت
 خاطرم جا نگرهد                          کندم ز دینت
تااویدم کد ره                            ری کردم واپشت
 غم خوم سیم  کم نبی        سهدیت مونه کشت      
عاشقم دیونه یم                            بیان بکشینم
بوندینم کد گل                              هیچ مگشینم.
  

برگردان فارسی ترانه

 چقدرخوبه مال بار کند ویارت همراهت باشد واسب کمیت چال زین مخملی زیر پایت باشد

چقدرخوبه مال بار بیندازد به دشت شیرین بهارودست گل در دستانت باشد مانند سالهای گذشته

های عزیزم مینا بنفش دستمال هفت رنگ مانند چشمانت دیده نشده درایل چهارلنگ

آمده بودم که ببینمت دیدم نبودی خاطرم جانگرفت آشفته به دنبالت آمدم

 تاآمدم بین راه به پشت سرم نگاه کردم غم خودم برایم کم نبود سفارشت مراکشت

عاشقم دیوانه ام بیاییدمرا بکشیدببندیم کنارگل هیچ بازم نکنید .

                                                                                   
                                                                                         "بیاد شادروان بهمن علاالدین خنیاگر آوازهای فولکوری "  

 

                                                                                        

+ نوشته شده در Thu 28 Dec 2006ساعت 4:45 AM توسط مهرو ملالی |

                                  ارگ بم

         

تندرى مى‏غرد

آسمان، گريان است‏

وه چه آواى بمى مى‏آيد

از پس خاك هزاران ساله‏

گل نارنج و درخت خرما

مى‏دهد بوسه و جان مى‏بازد

كودكان، بى‏سامان‏

مردمان، سرگردان‏

ارگ كو، قصر كجاست‏؟

بم چه شد، زير چه شد؟

ناپيدا.

لوث شد آن همه زيبايى‏ها!!!

                              شعر از "اعظم کار آور"

+ نوشته شده در Tue 26 Dec 2006ساعت 3:11 AM توسط مهرو ملالی |

کریسمس

کریسمَس (به انگلیسی: Christmas) (به فرانسه: Noël) روزی است که برپایه گاهشماری مسیحیان زادروز عیسی دانسته می‌شود و بزرگترین جشن مسیحیان جهان می‌باشد. مسیحیان این روز را با آیینهای ویژه برگزار می‌کنند. برای نمونه درخت کریسمس را می‌آرایند و شخصیتی به نام بابانوئل در این روز پیشکشهایی به مردم می‌دهد. بیشتر مسیحیان این جشن را در ۲۵ دسامبر برگزار می‌کنند.ولی ارامنه ی ایران روز پنجم نخستین ماه سال میلادی را برای کریسمس جشن می گیرند.سرچشمه این جشن را در مهرپرستی -که کیش رومیان پیش از گرویدن به مسیحیت بود- می‌دانند

+ نوشته شده در Mon 25 Dec 2006ساعت 6:49 AM توسط مهرو ملالی |

"جهانا! ملال از تو دارم
ملالی که آغاز و پایان ندارد
ملالی که سامان نگیرد
ملالی که درمان ندارد"   
                                 شعر از "شادروان نادر نادرپور"

روزهای بسیار بدی را می گذرانم فقط خودم و خدای بزرگی که ستایشش می کنم می دانیم که در درونم چه آشوبی برپاست.آنقدر پریشان احوالم که نمی دانم این روزهای سخت و دلگیر کی می خواهند به پایان برسند؟!یکی از دوستان نازنین برایم پیغام گذارده بود که چرا دل به نوشتن نمی دهی؟! در همین جا پاسخی برایش می نویسم که ای عزیز دل, دلم می خواهد بنویسم, اما چه کنم که از نوشته هایی که بوی غم و اندوه می دهد خسته و بیزار شده ام. دوست دارم زمانی شروع به نوشتن کنم که اندکی از دلخوشی های از پیش داشته ام را دوباره بدست آورده باشم...

+ نوشته شده در Fri 22 Dec 2006ساعت 1:59 AM توسط مهرو ملالی |