تبليغاتX
دختری از ایران
این جمعه هم با هزار ویک دلتنگی تمام شد!
+ نوشته شده در Fri 13 Apr 2007ساعت 11:16 PM توسط مهرو ملالی |

چه تند می تازد
آنکه بر توسن خودباوری
به قضاوت برخاسته است
چه بیرحمانه می زند
تازیانه های داوری
با غروری سرشار
از گناهان نکرده
و چه آسان می برد از یاد
که آب هیچ سرچشمه ای
آلوده به گل نیست

+ نوشته شده در Thu 12 Apr 2007ساعت 10:56 PM توسط مهرو ملالی |

             ملوانان انگلیسی   

 دو هفته اقامت در بهترین هتل ایران , کباب مخصوص, پخش تصویر شما درشبکه های جهانی, خرید رایگان از هاکوپیان, بلیط تهران - لندن ,دیدار نزدیک با پرزیدنت احمدی نژاد همراه  با اهداء10 جایزه به شما.....
کافیست به آبهای ایران تجاوز کنید ودر تلویزیون ایران به عملتان اعتراف کنید.....

ملوان ها همین الان زیر حرفشان می زنند

تاملاتی پیرامون بازداشت 15 نظامی بریتانیایی

+ نوشته شده در Sun 8 Apr 2007ساعت 2:47 PM توسط مهرو ملالی |

آرامگاه صادق هدایت

"گه ملحد وگه دهری وکافر باشد

گه دشمن خلق وفتنه پرور باشد

باید بکشد عذاب تنهایی را

مردی که زعصر خود فراتر باشد"

شعر از دکتر "محمدرضا شفیعی کدکنی"

« صادق هدايت » در ويكي پديا

امشب صادق هدایت خود را می کشد

صادق هدايت : ديدار به قيامت ما رفتيم و دل شما را شكستيم همين

در آستانه‌ي سال‌روز درگذشت نويسنده ، مجموعه‌ي كارت‌پستال‌هاي صادق هدايت به‌چاپ مي‌رسد

صادق خان : هنوز هم گاز بهترین روش است !

« ادبیات با قهوه » یا صادق هدایت به چه کافه هایی می رفت ؟

روي جاده ي نمناك » سروده ای از مهدی اخوان ثالث در رثاي صادق هدايت

 

+ نوشته شده در Sun 8 Apr 2007ساعت 2:26 PM توسط مهرو ملالی |

بیش از نیمی از ماه فروردین گذشت.فروردین که تمام شود باقی ماه های سال مثل چشم بهم زدن می گذرد  تا سالی دگر آید...در همین 17 روز شاهد رخدادهای زیادی در ایران بودیم چه داخلی چه بین المللی!قطعنامه ی ۱۷۴۷ نخستین عیدی ما ایرانیان بود که به واسطه ی حکومتمان از شورای امنیت گرفتیم.معلمانمان هم که در جهت گرفتن حقوق بر حقشان اعتراض کرده بودند تعدادیشان عید را در زندان به سر بردند تا بفهمند نباید اعتراض کرد.   از نظرآقایان حاکم زنان آگاه جامعه مان که خواهان اصلاح وتغییر قوانین تبعیض آمیز اسلامی هستند  و تعدادشان روز به روز بیشتر می گردد  اخلالگران نظم وامنیت ملی کشور می باشند.یعنی اگر زنی نخواهد "هوو" داشته باشد امنیت کشور به خطر می افتد!احمدی نژاد رییس جمهور منحصر به فردی که تا به امروز مانندش چه از نظر چهره چه از نظر افکار و چه از خیلی نظرها نایاب بوده است  خواهان انجام کارهای متفاوت می باشد همانطور که ساعت شروع بانک ها را از 7 به 9 تغییر داد وناکارآمد از آب درآمد و سبب شد وقت وزمان مجلس را بگیرد تا دوباره به حالت اولیه برگردد در مورد جلو کشیدن ساعت در نیمه ی نخست سال دوباره چنین کرد.در روزهای عید مصاحبه های ایشان با یکی از شبکه های فرانسه  وهم چنین با نمایندگان مسیحیان آمریکااز تلویزیون پخش میشد من این مصاحبه ها را  ضبط کرد م تا با دقت نگاه کنم ولی هرچه نگاه میکنمشان می بینم  این جوابهای آقای احمدی نژاد در حد حاضر جوابی های یک انسان بی سوادیست که فقط ادعایش می شود وچون نمی تواند پاسخی قانع کننده بدهد از حرکات ناموزون صورتش مانند چشم وابرو بالا انداختن استفاده می کند وخنده های بی مزه وشوخی ها ی بی مزه ترش اصلن در خور یک مقام رسمی بین لمللی نیست. (هرچه خواستم از احمدی نژاد ننویسم نشد که نشد)
سال 1386 را سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی نام نهادند. اتحاد ملی را قبول دارم چرا که همه ی اقشار و ادیان  وقومیتهای جامعه ی ایرانی را در بر میگیرد. اما انسجام اسلامی را برای کشوری که سایر ادیان و مذاهب در آن وجود دارد را قبول ندارم چراکه خود این عنوان انسجام اسلامی سبب  محدود شدن اتحاد ملی می شود.
اگر تمام تلاشها در جهت اتحاد ملی قرار گیرد  واتحاد ملی عامل اصلی باشد معلولی همچون انسجام اسلامی را در پی خواهد داشت اما  برعکسش صادق نیست....
چه شد که آقایان به فکر اتحاد ملی وانسجام اسلامی افتادند؟ پر واضح است چراکه اگر نگاهی کوچک به 4 گوشه ی این خاک عزیز انداخته باشند دیده اند که وضع بسیار بداست سیستان وبلوچستان استانیست که تعداد مسلمانان اهل سنت در آن زیاد است وتبعیضهای موجود در جامعه سبب گشته  جوانی به نام عبدالمالک ریگی( که من 100% مخالف کشتارهای غیر انسانی ایشان هستم) در صدد احقاق حقوق پایمال گشته ی هم کیشانش برآید. در خوزستان عربها  هم بخاطر تبعیض حقوق اجتماعیشان  دست به کارهایی زدند و توسط حکومت سرکوب گردیدند. آذر بایجانیها هم  به نوعی دیگر(یعنی آذریها از فرصت سو استفاده می کنند دراین شرایط نابسامان ).... چرا نباید بگذاریم تمامی کسانی که ایرانی هستند  در صحنه ی سیاست حضور داشته باشند چرا نباید ادیان در انجام مراسم دینیشان آزاد باشند؟چرا اینهمه تبعیض جنسیتی  و دینی و ... باید در کشور بیداد کند که افرادی مانند عبدالمالک ریگی از جامعه بلند شوند. چرا نباید عبدالمالک ریگی ها جوانیشان را در راههای بهتری صرف کنند؟ مقصر اصلی این اتفاقات نا خوشایند همان حکومتی است که عنوان اتحاد ملی و انسجام اسلامی را برای سال 1386 قرار داده این اقدام زمانی زیبا جلوه می کند که رنگ عمل به خود گیرد یعنی خود حکومت در صدد رفع تبعیض ها برآید.

 اگر زنان  خواهان برقراری برابری در جامعه هستند  اگر کاگران  در صدد احقاق حقوق پایمال گشته شان برآمده انداگر عربها و کردها وبلوچ ها خواهان داشتن حقوق بر حق اجتماعیشان می باشند.

  اگر معلمان برای مشکلات صنفی شغلیشان اعتراض می کنند بدین معناست که قوانین مملکتمان نیاز به بازنگری کلی دارد ویا در مورد اصول ومواد بی نقصی که در مجموعه های قوانین وجود دارند نیاز به عمل هست.....
امیدوارم روزی بیاید که از بار فرار مغزها کاسته شود وتمامی ایرانیان که  از زندگی کردن در وطن خود محروم گشته اند به ایران باز گردند تا اتحاد ملی معنای واقعی خودرا بگیرد.

+ نوشته شده در Fri 6 Apr 2007ساعت 1:17 PM توسط مهرو ملالی |

 در می زنند
 کسی
 کسانی
 که تنهایی شان بر دوش و
 فراخ حوصله شان تنگ
 من خسته ام
 لبالب از میل عمیق فروشدن در خویش
 در می زنند
 کسی
کسانی
 کلید قفلهای جهان را
 به آب های رفته سپردم
 من خسته ام از گشودن درهای بی دلیل
 از دیدن و
 شنیدن و
 گفتن

"شعر از رویا زرین"

+ نوشته شده در Sun 1 Apr 2007ساعت 9:9 AM توسط مهرو ملالی |

دلم می خواد بنویسم. خیلی حرف برای گفتن دارم ولی حسش نیست که نیست به همین خاطر ترجیح میدم بیشتر بخونم تا بنویسم!

  تصمیم من به زاده شدن بود
 کلام ناشناسی بودم
 در ترانه ی مادرانه ای
 آرزویی مسکوت
 در بیدار خواب شاعرانه ای
 تلاش من
به زاده شدن بود
 در فرصتی برای درخشیدن
 مابین انزوای دو بی نهایت تاریک
 حالا
 در داستان خودم
 شکل بسته ام

+ نوشته شده در Wed 28 Mar 2007ساعت 6:34 PM توسط مهرو ملالی |

تئاتر جاودانه است!

تئاتر

+ نوشته شده در Tue 27 Mar 2007ساعت 7:29 PM توسط مهرو ملالی |

بهاران

ای دل من گرچه- در این روزگار-
جامه ی رنگین نمی پوشی به کام
باده ی رنگین نمی نوشی زجام
نقل وسبزه در میان سفره نیست
جامت - از آن می که می باید -تهی ست
ای دریغ ازتو اگر چون گل نرقصی با نسیم!
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ ازما اگر کامی نگیریم از بهار.
                                                       شعر از شادروان فریدون مشیری

+ نوشته شده در Wed 21 Mar 2007ساعت 4:10 AM توسط مهرو ملالی |