تبليغاتX
دختری از ایران

 ای مهربان
 بیا
 به سراغ دانستن
 روان شویم
به رفتار رود
 و بگذریم
 از آبادی های بی نام و دور
 و بریزیم
از آبشارهای بلند نور
 تا اگر فردا
 وقت رفتن بود
 قدحی آب باشیم
 در لب تشنگی کودکان خیره در سراب

شعر از ناهید عباسی

 

 

+ نوشته شده در Wed 11 Jun 2008ساعت 6:14 PM توسط مهرو ملالی |

این روزها در همه جا بحث افشاگری فردی بنام عباس پالیزدار مطرح است.افشاگری  در باره ی مافیای اقتصادی  که شاید نمونه ی کاملتر عالیجنابان سرخ وخاکستری پوش اکبر گنجی است .اگر این آقایان نمی گفتند در کشور دزدی می شود وحق ۷۰ ملیون نفر را یک گروه خاص که ادعای روحانی بودن هم دارند، می خورند وفرزندانی ناخلف تر از خود به بار آورده اند بنام آقا زاده ها ما نمی فهمیدیم در مملکتمان دزدی می شود؟چرا .کاملن هم می فهمیدیم ومی فهمیم وخواهیم فهمید. تا زمانی که هزاران کارتن خواب در کشور وجود دارد ودر زمستان ها از سرما ی شدید جان می سپارند وقتی اعدام های خانوادگی را که بر اثر فقر شدید در نقاط مختلف کشور رخ می دهد را می بینیم ومی شنویم  وقتی می بینیم دخترکان معصوم ایرانی مجبور به تن فروشی می شوند احمق که نیستیم می فهمیم در کشوری که سرشار از منابع طبیعی و آب فراوان ومعادن سنگ ومس و.. است و از همه مهم تر نفت خیز هم می باشد چرا این همه فقر باید وجود داشته باشد؟از ابتدا که دین وسیاست را باهم در آمیختند ومزه ی اقتدار وقدرت بر مردم را چشیدند روز به روز عرصه را بر مردم تنگ تر کردند تا مبادا این جایگاه نابجایی را که درش قرار گرفته اند از دست بدهند.از حربه ی دین وخرافات استفاده کردند تا مردم عامی وکم سواد را گول بزنند وبگویند ما نمایندگان امام زمانیم ما ولی فقیه هستیم شما صغیرید ما وظیفه داریم  از شما صغیران مواظبت کنیم...

چگونه؟ مالتان را می خوریم جانتان را می گیریم  به شما دستور  انجام کارهایی را می دهیم که  فقط شما مکلف به انجامش هستید نه ما گروه خاص که یک حکومت فاسد الیگارشی را در ایران ایجاد کرده ایم.در خطبه های نماز جمعه شما را دعوت به ساده زیستی می کنیم دعوت به جهاد برای زنده نگه داشتن اسلام ،دعوت به قیام علیه ظالمین جهان ...اما خودمان  وهمجنسانمان مثلن می شویم شاه خراسان...زمان جنگ که می شود شهادت برای مردم  عادی توصیه می شود  نه برای آقا زاده های این آقایون  که به غلط عنوان روحانی بر خود نهاده اند.چرا یکی از پسران آقای خامنه ای شهید نشدند؟ چرا یکی از پسران آقای رفسنجانی شهید نشدند؟ چرا ؟مگر خود این آقایون بر اساس مبانی دینی که اجرای موازینش را  بر مردم اجباری کرده اند نمی گویند مال حلال به فرزندانتان بدهید تا صالح گردند. پس اینان که فرزندانی ناصالح به بار آورده اند مطمئنن مال حرام به خورد فرزندانشان داده اند که افرادی گشته اند مایه ی دردسر جامعه ی ایران .دست بر هر چیزی که می زنیم  واعتراض می کنیم می گویند از عهده ی ما خارج است  این مشکل از جانب مافیای آقازاده ها نشات گرفته. 

در تاریخ هرکجا دین وسیاست باهم آمیخته گشت همین گونه شد که در ایران امروز شاهدش هستیم.من  گول حرفهای فردی بنام عباس پالیزدار را نمی خورم این فرد هنر نکرده او تنها نام اشخاصی را به زبان آورده که در جناح سیاسی دیگری قرار دارند که وی مخالف آن جناح است.اگر یادتان باشد محمود احمدی نژاد   فردی که نه از سیاست می داند نه از اقتصاد نه از دیپلماسی نه از مردمداری واینکه چرا رییس جمهور شده بازهم ربط به مافیا بازی در رژیم به اصطلاح جمهوری اسلامی ایران دارد چگونه برای رییس جمهور شدن دست به نیرنگ وفریب مردم عامه زد؟این  فرد یعنی عباس پالیزدار هم از همان  جنس است که محمود احمدی نژاد بود مطمئن باشید این آشوب وبلواهایی که بنام افشاگری سر وصدا به پا کرده برای احقاق حق من وشمایی که شهروند ایرانی هستیم  نمی باشد بلکه بر سر قدر ت است شما لحن گفتار این آقار را که بشنوید کاملن متوجه می شوید آنجایی که می گوید چه کسی لاریجانی را اصلح معرفی کرد  تا رییس مجلس شودوشروع به افشاگری درباره ی مفاسد اقتصادی این خانواده می کند.آیا غیر از اینست که اقای لاریجانی تایید شده ی مقام رهبر می باشند؟پس در بازی بودن و عدم صداقت این افشاگری شک نکنید . من شکی در فساد اقتصادی این آقایون وآقا زاده هایشان ندارم ولی در  عدم صداقت گروه احمدی نژاد وحامیانش هم مطمئنم  و می دانم این دعواها بر سر قدر ت است وبس.....

+ نوشته شده در Tue 10 Jun 2008ساعت 1:48 PM توسط مهرو ملالی |

 

 امیرفرشاد در وبلاگ  ته دیگش من را هم به یه بازی وبلاگی بنام "بازی بازی با مقدسین هم بازی" دعوت کرده تا در مورد وبلاگ هایی که می خونم نظری هرچند کوتاه بنویسم.که به زودی خواهم نوشت.یه وقت فرشادخان فکر نکنید من دعوتتان را جواب ندادما!!

امشب تحقیق درس سمینارم تمام شد درباره ی عملکرد شورای امنیت در ارتفای صلح وحقوق بشر دوستانه است که با تمام ریزه کاری هایی که باید رعایت می کردم انجامش دادم وفردا  ازش پرینت می گیرم. ولی بچه های ترم بالایی می گن این استادی که من باهاش درس سمینارو گرفتم بد نمره می ده. هیچ وقت نمره برام مهم نبوده  ونیست حتی اگر معدل بالا زمینه های بهتری را برام فراهم کنه.مهم اینه که خودم از تحقیقم راضیم واحساس می کنم یه ذره بیشتر بلدشدم.حالا می مونه کتاب ۷۵۰ صفحه ای مسوولیت مدنی دکتر کاتوزیان.نمی دونم چرا هیچ وقت از درس مدنی خوشم نیومد یکی از دلایلی هم که از دادن امتحان وکالت فرار می کنم همین درس مدنیه که اصلن دوستش ندارم. حاضرم بشینم ۱۰۰۰ صفحه راجع به حقوق بین الملل ومسایل مربوطش بخونم اما ۲۰ صفحه هم راجع به غصب واتلاف وضمان قهری و..... نخونم.حقوق دریایی هم یه جورایی مربوط می شه به حقوق خصوصی اونم خیلی دل چسب نیست ولی در عوض حقوق دریاها خیلی جالبه برام.خلاصه امتحانام داره کم کم شروع می شه ومنم هنوز درست حسابی درس نخوندم ولی از امشب تا صبح بیدار  می مونم  درس خوندن تو شب  خیلی برام شیرینه همه جا آرومه مامان بابام خوابن وهستن وهمین بودنشون بهم امنیت خاطر می ده. ولی وقتایی که تهرانم  اینجوری نیست چون نیستن پیشم وبنابراین امنیت خاطرم کمتره.چقدر خوبه آدم دلش الکی خوش باشه مگه نه؟ چفدر خوبه آدم تعصبی نباشه مگه نه؟ چقدر خوبه آدم تکراری نشه  برا دیگران مگه نه؟چقدر خوبه آدم واقعن بدونه از زندگی چی می خواد مگه نه؟

+ نوشته شده در Mon 9 Jun 2008ساعت 1:5 AM توسط مهرو ملالی |

نادر ابراهیمی وهمسرش فرزانه منصوری

.........اي كاش به آنجا رسيده باشم كه رهگذران، بر سنگ گورم،شاخه گلي بگذارند و از كنارم همچنان كه زيز لب به شادي آواز مي خوانندبگذرند؛ و اين آرزويي شخصي نيست. اين « اي كاش» را براي همه ي مسافران اين سفر محتوم مي خواهم...
حاليا، بانوي من!
به آغاز سخن باز مي گردم: يك روز عاقبت قلبت را خواهم شكست _ يك روز عاقبت. با آخرين كلام. با آخرين سفر. اما آمرانه و ملتمسانه از تو مي خواهم كه در آن روز، همه ي؛ آنچه را كه در اين عريضه به حضورت معروض داشته ام به خاطربياوري _ كلمه به كلمه، جمله به جمله _ و نه به ظاهر بل در باطن نيز بر افسردگي خويش صادقانه غلبه كني.
به ياد داشته باش كه از تو بغض كردن و خود خوردن و غم فرو دادن و در خلوت گريستن و در جمع لبخند زدن نمي خواهم. اين سفر را باور داشتن و براي راهي شاد و راضي اين سفر، دستي شادمانه تكان دادن مي خواهم.
بگو: آيا اين درست است كه ما به خاطر كسي شيون كنيم، بر سر بكوبيم، جامه عزا بپوشيم، ماتم بگيريم و به ختم بنشينيم كه از ما جز خنده بر رفته ي خويش را توقع نداشته است؟

اينك احساس و اقرار مي كنم كه آرزويي مانده است _ آرزويي بر آورده نشد؛ و آن اين است كه تو را از پي مرگم اشك ريزان و نالان و فرياد زنان و نفرين كنان نبينم، همچنان فرزندانم را، دوستانم را، ياران و هم انديشانم را...

"از چهلمین نامه ی شادروان نادرابراهیمی به همسرش فرزانه منصوری"

+ نوشته شده در Fri 6 Jun 2008ساعت 12:50 PM توسط مهرو ملالی |

گیله مرد
از انتهای یک روستای کهنه ی جا مانده از اعصار ِ بر باد رفته
که عاشقان
خالصانه در راه عشقش جان باخته بودند
گذشته بود
از آن روستا
که زمانی صوفیان بزرگ
صوفیانه بر دریاهای عشقش قدم زده بودند
و از کنار قلعه یی که زرتشت پیامبر
خسته
به دیواره اش تکیه داده بود
و گریسته بود
و از کنار مخروبه‌های قصر حسن لو
و دیواری که جام زرین حسن لو همچون رؤیای یخ در کویر مرگ
جای خالی اش را بر دیوار نهاده بود
گذشته بود
تا به دریایی از گل برسد
که در آن هیچ قایقی تاب نیاورد.. .....

((از رمان یک عاشقانه ی آرام))

روانش شاد باد

+ نوشته شده در Fri 6 Jun 2008ساعت 12:40 PM توسط مهرو ملالی |

 هشمی رفسنجانی  و ملک عبدالله

خبرگزاري بي بي سي بخش انگليسي در گزارشی تحت عنوان «ارج گذاری ویژه به هاشمی رفسنجانی در همایش مکه» نوشت: 

ملک عبدالله، پادشاه عربستان سعودی امروز رسماً همایشی سه روزه را در شهر مکه افتتاح کرد که هدف از آن سیاستگذاری و برنامه ریزی برای گفتگو میان جهان اسلام و پیروان دیگر ادیان اعلام شده است.

آقای هاشمی رفسنجانی که پیش از برگزاری همایش دیدار جداگانه ای با ملک عبدالله داشت به عنوان مهمترین مهمان همایش مورد پذیرایی ویژه قرار گرفت؛ هنگامی که ملک عبدالله برای افتتاح همایش وارد تالار شد، آقای هاشمی رفسنجانی او را همراهی می کرد و در جلسه نیز، وی کنار ملک عبدالله نشست.

تصویر و خبر دیدار اکبر هاشمی رفسنجانی و ملک عبدالله، امروز گزارش اصلی صفحه نخست روزنامه های عکاظ و الریاض، دو روزنامه مهم سعودی بود.

ارج ویژه‌ای که به اکبر هاشمی رفسنجانی در این همایش نهاده شده، از دید آگاهان به عنوان ارسال پیامی از جانب دولت سعودی به شمار می رود، حاکی از اینکه حکومت وهابی مذهب سعودی مشکلی با حکومت شیعی ایران ندارد. 
اکبر هاشمی رفسنجانی از دو روز پیش از برگزاری همایش وارد عربستان سعودی شده است. او به صورت شخصی از جانب ملک عبدالله به همایش دعوت شده و سفیر عربستان سعودی در تهران هنگام تقدیم دعوتنامه پادشاه سعودی به وی گفته بود: «ملک عبدالله به دلیل جایگاه والایی که در دنیای اسلام برای حضرت عالی قائلند و معتقدند باید از اندیشه و دانش شما بهره کافی برد، شخصاً به من ماموریت دادند تا از جنابعالی برای حضور در این اجلاس دعوت به عمل آورم».

 ملک عبدالله در زمانی که ولیعهدی عربستان سعودی را به عهده داشت و عملاً اداره کننده اصلی این کشور بود، برای بهبود رابطه با ایران که در پی کشتار حجاج ایرانی در سال 1987 به تیرگی گراییده بود تلاش زیادی کرد. وی از همان دوران رابطه نزدیکی با محمد خاتمی، رئیس جمهور وقت و اکبر هاشمی رفسنجانی برقرار کرد.

برگزارکننده همایش، سازمان همیاری جهان اسلام (رابطة العالم الاسلامی) در عربستان سعودی است و مدیریت همایش را دبیرکل این سازمان، شیخ عبدالله تركی به عهده دارد که ازعلمای برجسته عربستان سعودی و وزیر پیشین اموراسلامی و اوقاف این کشور است. در این همایش پانصد نفر به نمایندگی از پنجاه کشور جهان شرکت دارند

+ نوشته شده در Thu 5 Jun 2008ساعت 4:10 PM توسط مهرو ملالی |

«تصدقت شوم؛ الهي قربانت بروم، در اين مدت كه مبتلاي به جدايي از آن نور چشم عزيز و قوت قلبم گرديدم متذكر شما هستم و صورت زيبايت در آينه قلبم منقوش است. عزيزم، اميدوارم خداوند شما را به سلامت و خوشي در پناه خودش حفظ كند. [حال] من با هر شدتي باشد مي‌گذرد ولي به حمدالله تاكنون هرچه پيش آمد خوش بوده و الان در شهر زيباي بيروت هستم. حقيقتا جاي شما خالي است. فقط براي تماشاي شهر و دريا خيلي منظره خوش دارد. صد حيف كه محبوب عزيزم همراهم نيست كه اين منظره عالي به دل بچسبد... ايام عمر و عزت مستدام. تصدقت. قربانت؛ روح‌الله.»۱۳۱۲هجری خورشیدی

این نوشته را در هفته نامه ی شهروند امروز خواندم این نامه منتسب به روح الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی  ایران  می باشد که به همسرش خدیجه ثقفی نوشته بود .

+ نوشته شده در Tue 3 Jun 2008ساعت 2:37 PM توسط مهرو ملالی |

 شبهای دراز زمستان را
 طاقت می آورم
 و در تنهایی بی ترانه ی خویش
 به جای گریه و بهانه
 به قندیل های خاطره
 دل خوش می کنم
 اما
 بهار که از راه می رسد
 پای هر درخت پر شکوفه ای
 در باور فاصله ها
 ابر بغضم
همنوای باران می شود

شعر از ناهید عباسی

+ نوشته شده در Mon 2 Jun 2008ساعت 11:25 AM توسط مهرو ملالی |

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در Fri 30 May 2008ساعت 9:55 PM توسط مهرو ملالی |

در سپیده دمی
 نه چندان دور
 به دیدارت خواهم آمد
 با سبدهای معرفت
 بر دوش
 شاخه های یاسمن
 در دست
 و هزاران گفتنی
 بر لب
 اما
از پیش می دانم
 لبریزترین نگاهها
 در سخاوت سکوت
گره بند همدلی ما خواهد بود
+ نوشته شده در Fri 30 May 2008ساعت 5:8 PM توسط مهرو ملالی |

دیشب  به خاطر آبتین برای بار چندم فیلم  وقت خوب مصائب رادیدم.فیلم مستندی که درباره ی زندگی احمدرضا احمدی است.این روزها که اصفهانم کتاب هام وفیلم هام دم دستم هستن و می بینم چقدر از دنیای قشنگی که توش بودم دور شدم.خودم روفقط مشغول  درسهای دانشگاهی کردم نه کتابی نه شعری نه فیلمی....خیلی دلم می خواد برگردم به خودم. از اینی که هستم احساس رضایت نمی کنم.دلم می خواد برم سراغ ادبیات ،ادبیاتی که ۹سال پیش گذاشتمش کنار وحقوق رو بهش ترجیح دادم.ادبیات آرومم می کنه حقوق بی حسم می کنه.بالاخره راهیه که خودم انتخابش کردم اشکالی نداره اون یکی رو هم ادامه می دم. اصلن دلم می خواد یه مدت به خواسته های خودم برسم به فکر خودم باشم برای کسی نباشم. هیچ کس منو نفهمید.شاید به شکلی دیگر درآیم وبه آرامش خودم فکر کنم  در این دنیا نباید خیلی دایه مهربان تر از مادر بود اینو تجربه کردم......

+ نوشته شده در Fri 30 May 2008ساعت 4:9 PM توسط مهرو ملالی |

اکنون که شروع به نوشتن کردم دارم از سردرد عذاب می کشم. مدت هاست آرامش ندارم از اینکه در جمعی باشم اذیت می شم دلم می خواد تنهای تنها باشم وبشینم زار زار گریه کنم برای خودم. خیلی زندگی برام سخت شده اینقدر سخت که منو کاملن عوض کرده.شاید دیگران این تغییرات رو در من ببینند.تا تهران هستم  بی تابم که برگردم اصفهان وقتی هم که میام اصفهان همش تو خونه هستم  وبیش تر از ۹ ماه است که هیچ یک از دوستان اصفهانی ام را ندیده ام جز مینو رو که اوراهم در عید دیدم.مینو هم امسال به احتمال بسیار زیاد برای تحصیل در یکی از دانشگاه های دولتی   میادتهران.شاید من یک ترم بیش تر تهران نمونم وبرای همیشه برگردم اصفهان و...

فکر می کنم شاید این شرایط بدی که در کشور حاکم است باعث شده اعصاب وروان آدم به هم بریزد. آقای احمدی نژاددراین ۳سال ۲۰۰ملیارد دلار خرج کرده وپولهای ذخیره ی ارزی راهم تمام کرده وتورم را به ۲۰درصد رسانده وبرای ورود امام زمان بزرگراه ساخته وسبب شده قیمت خانه چندین برار شود و جز بگیر وببندو بازداشت وسرکوب کارگران ومعلمان ودانشجویان معترض وازهمه مهم تر مبارزه با مخالفین جعل نام خلیج فارس هیچ امکاناتی  در اختیار مردم ایران نگذاشته وفقط مردم را تشویق به سرمایه گذاری در کشور عربی دبی کرده اند ومبلغ هنگفتی را شورای شهر تهران برای بازسازی لبنان در نظر گرفته است.نمی دانم واقعن چه بر سر ایران خواهد آمد.همین امروز عمر مجلس هفتم هم تمام شد.واز پس فردا  مجلس هشتم شروع به کار خواهد کرد.مملکت از ابتدای انقلاب اسلامی فقط در دست عده ی معدود اداره گشته واین عده حتی سعی کردند فرزندانشان هم باهم ازدواج کنند تا دایره ی کوچی را در بین ۷۰ ملیون جمعیت ایران ایجاد کرده باشند وتمام دایره را خودی ها پرکند.آقای لاریجانی یا دبیر شورای امنیت ملی می شود یا رییس سازمان صدا وسیما یا رییس مجلس هشتم. آقای هاشمی رفسنجانی یا رییس مجلس می شود یا رییس جمهور یا رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام آقای خامنه ای یا رییس جمهور بود یا  مقام معظم رهبری!تازه آقازاده هایشان وعروس خانم هایشان  ودختر خانم هایشان هم باید پستی ومقامی داشته باشند .خلاصه یک حکومت الیگارشی بر ایران حاکم است که تونسته از خرافی بودن مردم  بی مطالعه ویا کم مطالعه سو ءاستفاده کند وهمچنان مردم را بفریبد وبه حکومت خود ادامه دهد.

+ نوشته شده در Sun 25 May 2008ساعت 11:16 PM توسط مهرو ملالی |

امروز سوم خرداد سالروز آزادی خرمشهر است در چنین روزی که یاد وخاطره ی شادی آزادی خرمشهر  را زنده می کنیم برای خلیج همیشگی فارس دوستان وعزیزان هموطنمان در تهران روبروی سفارت امارات جمع گشته اند تا بگویند نام خلیج فارس تا ابد خلیج فارس است. اما ماموران حکومت جمهوری اسلامی ایران نه اشتباه کردم اینان اصلن ایرانی نیستند چون اگر ایرانی بودند می فهمیدند که دارند چه بلایی بر سر ایران می آورند.حکومت ایران از نظر مسلمانان جهان اسلامی هم نیست از نظر ما ایرانی ها ایرانی هم نیست این حکومت بی هویت است خودش هم نمی داند چه می کند از یک طرف با کمونیست های آمریکای جنوبی طرح دوستی می ریزد از یک طرف با مخالفین نام خلیج عربی به مبارزه برخاسته وجلوی ایرانیان را برای اعتراض علیه نام خلیج عربی می گیرد.این حکومت بی هویت چه خواهد کرد باما؟

+ نوشته شده در Fri 23 May 2008ساعت 5:49 PM توسط مهرو ملالی |