
ای آفریدگار /با من بگو که زیر رواق بلند تر/آیا کسی هنوز/یک سینه آفتاب و یا یک ستاره دل /در خود سراغ دارد؟/بامن بگو/که این شب تسخیر ناپذیر/آیا چراغ دارد؟/با من بگو /که چیزی جز درد مانده است/آیا به قدر مردمک چشم های ما/با گریه آشناست؟
شعر از شاد روان پروانه اسکندری( فروهر)
داریوش و پروانه فروهر آذر ماه ۱۳۷۷ در جریان قتلهای زنجیرهای در منزل مسکونی خود کشته شدند. در آن سال محمد مختاری و محمد جعفر پوینده نویسندگان عضو کانون نویسندگان ایران نیز به قتل رسیدند. پس از آنکه این قتلها افشا و گفته شد که بخشی از نیروهای خودسر در وزارت اطلاعات این اعمال را انجام دادهاند پرونده مرگ مجید شریف و پیروز دوانی نیز در کنار پرونده قتلهای زنجیرهای آذر ماه ۱۳۷۷ قرار گرفت.
برگزاری مراسم بزرگداشت این مقتولان در سه سال گذشته با ممانعت همراه بوده است اما فرزندان داریوش و پروانه فروهر امیدوارند که امسال بتوانند برای پدر و مادرشان در منزل شخصی آنها مراسمی را برگزار کنند.
به این ترتیب براساس آگهی پرستو و آرش فروهر که در روزنامه اطلاعات روز دوشنبه ۲۷ آبان ماه ۱۳۸۷ درج شده است این مراسم در منزل داریوش و پروانه فروهر واقع در خیابان سعدی جنوبی، خیابان هدایت، کوچه شهید مرادزاده، پلاک ۲۲ برگزار می شود.
فردا یکم آذر ماهه. زادروز دوتا از دوستان قدیمم. برای هردوتاشون اس ام اس دادم.یکی دوست دوران راهنمایی ودبیرستان یکی دیگه دوست دوران دبیرستان. هر دو از دواج کردند اما بچه ندارند آخه آدم ازدواج کنه وبچه نداشته باشه؟؟؟؟
دلم برای دوستان دوران دبستان و دبیرستان وراهنمایی ام تنگ شده دلم می خواد یه جوری یه جایی جمعشون کنم وببینیم همدیگه رو.
دلم دوباره هوای قدیما رو کرده.....

رشید یاسمی در ۲۹ آبان ۱۲۷۵ در قصبه گهواره از توابع کرمانشاه به دنیا آمد. تحصیلات مقدماتی را در کرمانشاه به پایان برد و مختصری از فرانسه و عربی آموخت. درسال ۱۲۹۲ شمسی دوره متوسطه را تمام کرد. ابتدا در وزارت فرهنگ و بعد در وزارت دارایی و سپس در دبیرخانه دربار مشغول به کار شد. رشید در انجمن دانشکده با محمد تقی بهار، سعید نفیسی، عباس اقبال، سیدرضا هنری، ابراهیم الفت و دیگران همکاری میکرد.
عضو " انجمن ادبی ایران " شد و نخستین تألیف خود را در احوال "ابن یمین فریومدی" شاعر سلسله سربداریان، انتشار داد.
سلسله مقالات انتقادی در روزنامه "شفق سرخ" مینوشت. از سال ۱۳۰۵ تا ۱۳۲۰، مقالات و اشعار او در جراید و مجلات ایران، نوبهار، آینده، تعلیم و تربیت، ارمغان، مهر و فرهنگستان منتشر شد. دراین مدت انگلیسی را آموخت و زبان پهلوی را از "هرتسفلد" فرا گرفت.
درسال ۱۳۱۳، پس از تأسیس دانشگاه تهران ، رشید یاسمی به سمت استاد تاریخ اسلام در دانشکده ادبیات و دانشسرای عالی تدریس میکرد. او بعدها به عضویت فرهنگستان ایران در آمد و در سال ۱۳۲۲ با گروهی به همراه عضویت علی اصغر حکمت و ابراهیم پور داوود به هند مسافرت کرد. درسال ۱۳۲۴ برای مطالعه به فرانسه رفت و پس از دوسال به ایران بازگشت. در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۳۰ در سن ۵۷ سالگی درگذشت.
"کجای جهان بگذارمت
تا زیبا تر شود آنجا
........"
بیست ونهم آبان سالروز در گذشت منوچهر آتشی گرامی باد.
به قول استاد پورداوود : هر قومی چیزی پرستد .... جوان پارسی ایران پرستد
گفتني است كه استاد ابراهيم پورداوود در زمستان سال ١٢٦٤ خورشيدي در رشت زاده شد و پس از ٨٣ سال زندگي همراه با پژوهش و كار و عشق به ايران و ايراني دردومين ماه پاييز سال ١٣٤٧ چشم از جهان فروبست و گروسمان نشين شد.
چه بگویم واژه ها بیگانه اند فکر و عقل و هوش من ویرانه اند
یکی از گونه های نادر حیات وحش که در خطر انقراض قرار گرفته، یوزپلنگ آسیایی است. در حال حاضر کشور ایران آخرین زیستگاه این گونه به حساب می آید و بدین ترتیب برای نجات یوزپلنگ آسیایی، طرحی در ایران راه اندازی شده است.
طرح حفاظت از يوزپلنگ آسيای پروژهاى است چند وجهى که با مشارکت سازمانهاى ملى و بينالمللى – حفاظت از محيط زيست (DOE)، برنامۀ توسعۀ سازمان ملل (UNDP)، تسهيلات جهانى محيط زيست (GEF) و همكارى با جامعۀ حفاظت از حيات وحش، صندوق حمايت از يوزپلنگ و اتحاديۀ بين المللى حفاظت از محيط زيست (IUCN).
به رهی دیدم برگ خزان
پژمرده ز بیداد زمان
کز شاخه جدا بود
چو ز گلشن رو کرده نهان
در رهگذرش باد خزان
چون پیک بلا بود
ای برگ ستمدیده ی پاییزی
آخر تو ز گلشن ز چه بگریزی
روزی تو هماغوش گلی بودی
دلداده و مدهوش گلی بودی
عشا مومنی، ۲۸ ساله، دانشجوی دانشگاه ایالتی کالیفرنیا نورتریج و از اعضای "کمپین یک میلیون امضا" است، که در ابتدا به دلیل تخلف رانندگی در تهران دستگیر شد، اما سپس به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد.
معاون امنیت دادسرای عمومی و انقلاب تهران، اتهام خانم مومنی را "تبلیغ علیه نظام" عنوان کرده است.
به نقل از بی بی سی :
پیش از این نیز علیرضا جمشیدی، سخنگوی قوه قضائیه ایران، اتهام خانم مومنی را "اقدام علیه امنیت ملی" توصیف کرده بود. آقای جمشیدی این موضوع را ۲۱ روز پس از بازداشت خانم مومنی اعلام کرد.
پیشتر آمریکا اعلام کرده بود که از طریق سفارت سوئیس در تهران که حافظ منافع این کشور در ایران است، پیگیر سرنوشت تبعه بازداشت شده خود شده است.

هیچ وقت یادم نمی ره اسفند ۸۵ بود که فرهاد کاوه بهم گفت شهروند امروزکه در اصفهان منتشر می شد به صورت مجله دراومده حتمن بخرش منم توش خط خطی کردم. من هم هر ماه شهروند امروز رو می خریدم واز خوندنش لذت می بردم تا این که هم میهن رو هم توقیف کردن ومحمد قوچانی گویا تمام وقتشو گداشت رو شهروند امروز واون رو تبدیل کرد به هفته نامه ای پر از پرونده های خواندنی. آنقدر کامل بود که دیگر آدم را از خواندن بسیاری از مجلات بی نیاز می کرد.روز انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا واستیضاح کردان در ایران زمزمه های توقیف شهروند از این طرف واون طرف به گوش می رسید تا اینکه علنی اعلامش کردندو گویا خواسته ی رهبری در توقیف شهروند بسیار موثر بوده.یادمه روزنامه شرق روهم روز ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۶ شهریور ۱۳۸۵ توقیف کردن.الان با اکبر منتجبی حرف زدم گفت اونقدر ناراحتم که نمی تونم هیچی بگم!بچه های روزنامه نگار چه گناهی کرده اند که نباید امنیت شغلی داشته باشند؟چرا هر دوتوقیف در روزی مهم در آمریکا رخ داد؟
سحر که از کوه بلند ، جام طلا سر می زنه
بیا بریم صحرا که دل ، بهر صفاش پر می زنه
بیا بریم چون کیجا ، دنبال اون مردِ جوون
تا دامنِ چین دارِ خود ، پُر بکنیم لاله و ریحون
مرغک زیبا ، روی چمن ها ، می خونه
نغمه ی شورش ، کرده دلم را ، دیوونه
دفتر گل در ِ مکتب بستان ، بگشوده ست
بلبل از اینها ، درس وفایی ، می خوونه
ما همه اهل صفاییم ، دشمن جور و جفاییم ، بنده ی خاص خداییم
شعر از ایرج فاطمی
رویا زرین

امروز درس متون حقوقی ۲داشتیم سال پیش هم با همین استاد درس متون حقوقی ۱ را گذاراندیم وایشان می گفتند زمانی فردی بنام آقای محمدرضا رحیمی رییس دانشکده ما بودند که اکنون معاون حقوقی آقای دکتر!!!! احمدی نژاد می باشدواستاد مربوطه ی ما که عضو هیات علمی دانشکده هم می باشد با این آقای رییس آبشان از یک جوی نمی رفته که رییس دانشکده اقدام به اخراج ایشان می کندکه موفق نمی شود . این آقای رحیمی فردی بسیار متحجر بوده وتا سر کوچه ای که دانشکده ی ما درش قرار گرفته دنبال دخترانی که موهایشان از زیر مقنعه پیدا بوده می دویده تا آنهارا به کمیته انظباطی ببرد واصلن شاءن یک رییس را نداشته.امروز تا استاد وارد کلاس شد بچه ها به من گفتند بحث روز را شروع کن .من هم گفتم استاد آقای رحیمی هم در نوبتند تا مانند آقای کردان جعلی بودن مدرک دکترایشان افشا گردد.استاد گفت من که سال هاست می گویم مدرک این آقا جعلی است و اگر این کار اتفاق بیفتد من به اندازه ی یک پرونده سند ضد ایشان دارم.که یکی از خانمها به استاد گفت چرا منتظرید دیگران شروع کننده باشند من هم گفتم استاد مدارک را در اختیار من بگذارید من دنباله اش را می گیرم استاد بسیار خوشحال شد وگفت آبدار چی دانشکده که بیش از ۱۵ سال است در همین جا کار می کند گفته از شنبه همه ی اساتید مدارک دکترایشان را همراه داشته باشند وگرنه چای بی چای......
هیات وزیران یا وزیر مورد استیضاح باید ظرف مدت 10 روز جهت پاسخگویی در مجلس حضور یابد و به آن پاسخ دهد و از مجلس رای اعتماد بخواهد.
در صورت عدم حضور هیات وزیران و یا وزیر برای پاسخ نمایندگان مذکور درباره استیضاح خود توضیحات لازم را می دهند و در صورتی که مجلس مقتضی بداند، اعلام رای اعتماد خواهد کرد، اگر مجلس رای اعتماد نداد هیات وزیران و یا وزیر مورد استیضاح عزل می شود، در هر دو صورت وزرای مورد استیضاح نمی توانند در هیات وزیرانی که بلافاصله تشکیل می شود عضویت پیدا کنند.
نکونام نماینده خوانسار خطاب به رییس جمهور گفت: من نمی گویم مدرک لازمه کار است اما صداقت لازمه امور است وقتی که یک شهردار، بخشدار یا فرماندار باید مدارک عالی داشته باشد زیبنده نیست که وزیر کشورمان چنین نباشد.

درخت بود
بی باران هم بار می داد
و داد......"
پدر روزنامه می خواند، اما پسر کوچکش مدام مزاحمش می شد. حوصله ی پدر سر رفت و صفحه ای از روزنامه را که نقشه ی جهان را نمایش می داد جدا و قطعه قطعه کرد و به پسرش داد.
"بیا کاری برایت دارم. یک نقشه ی دنیا به تو می دهم، ببینم می توانی آن را دقیقا همان طور که هست، بچینی؟"
و دوباره به سراغ روزنامه اش رفت، می دانست پسرش تمام روز گرفتار این کار است. اما یک ربع ساعت بعد، پسرک با نقشه ی کامل برگشت.
پدر با تعجب پرسید:" مادرت به تو جغرافی یاد داده؟"
پسر جواب داد:" جغرافی دیگر چیست؟ اتفاقا پشت همین صفحه، تصویری از یک آدم بود. وقتی توانستم آن آدم را دوباره بسازم، دنیا را هم دوباره ساختم."
کتاب پدران، فرزندان، نوه ها
اثر پائولو کوئیلو
"این دنیا پر از صدای پاهای مردمانی است که همچنانکه تو را می بوسند در ذهن خود طناب دار تو را می بافند"
جان دادمت با یک جهان
نازک خیالی های خود