چه بسیار
که در یک قدمی
همه چیز خراب می شود
و تحقق آرزویی
یکسر سراب
چه بسیار نهال شوقی
به یک صاعقه
خاکستر می شود
و امید ثمری
نقش بر آب
اما
زندگی
این عریان ترین
همواره
دستان ما را می طلبد
تا در تابش نور
به ردیف شمعدانی ها
پرده را کنار زنیم
و برای چینه ی منتظر کبوتران
دانه بپاشیم
شعر از ناهید عباسی
+
نوشته شده در
Wed 15 Apr 2009ساعت
9:14 PM توسط مهرو ملالی
|
به زودی از اینجا اسباب کشی خواهم کرد.
شاید آدرسم را پیدا نکنید................
+
نوشته شده در
Wed 8 Apr 2009ساعت
10:31 PM توسط مهرو ملالی
|
این دست هایی
که حریصانه
تشنه ی گلوی من اند
ای کاش دیروز
نوازشم نمی کردند
خسته ام
خسته ام
ای کاش کسی مرا به من برگرداند!
و آوازهایم را
در جویبار خاطره ها جاری کند
من چقدر دلتنگم
و چقدر تشنه ی لبخند کسی
که باران را می شناسد
و دریا را می فهمد
و می داند
سنگ ، سنگ است
و نباید پرتاب کرد
شعر از محمد نوری
+
نوشته شده در
Fri 3 Apr 2009ساعت
6:36 PM توسط مهرو ملالی
|
۱۲روز از عید گذشت وفردا سیزده بدره.امیدوارم سال ۱۳۸۸ خورشیدی سالی سرشار از بهترین ها برای همه ی مردمان جهان باشه و صلح جهان را فرا بگیرد.
+
نوشته شده در
Wed 1 Apr 2009ساعت
11:11 PM توسط مهرو ملالی
|