تبليغاتX
دختری از ایران

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 
لينك دانلود مستقيم :
http://dl2.asandownload.com/Mobile/Multimedia/Sound_Clip/rabana-www.AsanDownload.com.zip
 
پسورد: www.asandownload.com
+ نوشته شده در Fri 21 Aug 2009ساعت 7:38 PM توسط مهرو ملالی |


باز نفرین بر دروغ
خنده های بی فروغ
خنده های پر فریب و پر دروغ
خنده هایی از سر دیوانگی
یا دروغین مستی و دلدادگی

خنده هایی یخ زده
قلب هایی غم زده
ای خدا نفرین به قلبی کز دروغ
عشق را بر هم زده

باز بارانی دروغ
می چکد از آسمان
نغمه می خواند به من
ماه و خورشیدی دروغ
باز می تابد به من
باز می پرسم ز خود
رنگ بی خوابی چه شد؟
عشق و بی تابی کجاست؟
ماه مهتابی چه شد؟

شعر از فریبا شش بلوکی

+ نوشته شده در Fri 21 Aug 2009ساعت 5:38 PM توسط مهرو ملالی |

 عزیز ترینم
شهر همچنان در امن و امان است
 از مرگ و قحطی و تهمت و دیوانگی
 خبری نیست
 از دزد و روسپی
 از سایه های شغال و مار و افعی و عقرب
 اما دروغ چرا ؟
 حالم بد است
 هر چند لحظه سرم سوت می کشد
 دیگر به سکوت هیچ دیواری اعتماد ندارم
 دکتر خیال می کند این تهوع
 از پوچی است
 تجویز کرده تمام پرده های خانه را بسوزانم
 و با پلک های باز بخوابم
 من بعد
 از ترس اشباح این شب بی سپیده
 بگو چگونه نلرزم ؟
عزیز ترینم
 حالا برو برای خودت بخواب و
 ستاره سوا کن
 و چند لحظه بعد
 در انتهای نامه
 صدای گریه می آید

شعر از رویا زرین

+ نوشته شده در Thu 20 Aug 2009ساعت 11:33 PM توسط مهرو ملالی |

گلبانگ ز شوق گل شاداب توان داشت
من نوحه سرای گل افسرده خویشم . . .
گویند که « امیّد و چه نومید ! » ندانند
من مرثیه گوی وطن مرده خویشم .

زنده یاد مهدی اخوان ثالث

( مقدمّه ـ از این اوستا )

 

کاریکاتور اثر نیک آهنگ کوثر

+ نوشته شده در Wed 19 Aug 2009ساعت 1:51 AM توسط مهرو ملالی |

 

 

روزنامه اعتماد ملی توقیف شد

+ نوشته شده در Mon 17 Aug 2009ساعت 5:36 PM توسط مهرو ملالی |

بوق ..بوق ...بوق
بردار دیگه
بوق ...بوق ............
بوق
بـــــــــــــوق
به مونیتور گوشیم نگاه می کنم
No Answer
دوباره می گیرم
بوق ...بوق ...
دستگاه مشترک مورد نظر خاموش می باشد
The mobile ….
کلافه می شوم
کلافه ام می کنی
دستم رو روی دکمه Power   گوشی نگه می دارم
همین !

جمعه بیست وسوم مرداد ۱۳۸۸

+ نوشته شده در Sat 15 Aug 2009ساعت 7:50 AM توسط مهرو ملالی |

حالم واقعن خیلی بده  از ساعت ۱۲ که رفتم تو رختخواب هر یک دقیقه برام ده ساعت طول کشیده همش درد وعذاب.بخاطر عصبی بودنم تمامی سیستمهای بدنم و  تمامی چارچوب های ذهنم بهم ریخته حالت تهوع شدیدی دارم بی خوابی همراه با استرس ودرد ودلواپسی تپشهای قلبم را بیشتر می کند انگار قلبم می خواهد از جا کنده شود. خدایا خودت کمکم کن.

با هر چه روزگار به من داد
 با هر چه روزگار گرفت از من
 مثل شبی دراز
 در شط پاک زمزمه خویش می روم
 با من ستاره ها
نجواگران زمزمه ای عاشقانه اند
 و مثل ماهیان طلایی شهاب ها
در برکه های ساکت چشمم
سرگرم پرفشانی تا هر کرانه اند
همراه با تپیدن قلبم پرنده ها
 از بوته های شب زده پرواز می کنند
گل اسب های وحشی گندمزار
از مرگ عارفانه یک هدهد غریب
با آه دردناکی لب باز می کنند
با هر چه روزگار به من داد هیچ و هیچ
با هر چه روزگار گرفت از من
با کوله بار یک شب بی یاد و خاطره
 با کوله بار یک شب پر سنگ اختران
تنها میان جاده نمناک می روم
مثل شبی دراز
 مثل شبی که گمشده در او چراغ صبح
تا ساحل اذان خروسان
تا بوی میش ها
تا سنگلاخ مشرق بی باک می روم

شعر از زنده یاد منوچهر آتشی

+ نوشته شده در Thu 13 Aug 2009ساعت 4:53 AM توسط مهرو ملالی |

حکومتی که به خود نسبت جمهوری اسلامی می دهد آشکارا نشان داد به عنوانی که به رژیمش داده است  حتی به شکل ظاهری هم وفادار نماند.نه جمهوریت نظام قابل قبول است ونه اسلامیت آن، ایرانی بودن آن هم  خود بحثی جداگانه دارد.

حکومت سرکوبگر حاکم بر  ایران که با جوانان  دختر وپسر بخاطر نوع ورنگ  پوششان  ومدل موهایشان ورنگ ناخن هایشان و... به بدترین شکل برخورد می کرد ومی کند که مبادا پایه های  کامل ترین دین جهان سست گردد در بازداشتگاههای مخوفش جوانان را لخت می کند وحیوانات انسان نمایی را که هیچ باوری را در سر نپرورانیده اند جز گرگ منشی وددخویی ، اجیر می کند تا به مبارزین راه آزادی تجاوز  جنسی کنند.

درست ۳۰ سال است که این اتفاقات ناگوار در زندانهای ایران رخ می دهد اما همیشه به خاطر شرم وحیا آسیب دیدگان این تجاوزها سعی بر پنهان نمودن آن می کردند ویا در زمانی افشاگری می نمودند که دیگر درایران نبودند. اما جنایتهای پس از انتخابات ۲۲ خرداد آنقدر وقیحانه است که دیگر تشنگان قدرت در حال نشان دادن چهره ی واقعی تر خود هستند و لی  تا پیش از انتشار نامه ی آقای کروبی به آقای هاشمی رفسنجانی  فکر می کردندخبر این تجاوزها  وجنایت ها در همان حد گذشته پخش خواهد شد.

وقتی آقای کروبی که از مبارزین علیه رژیم شاهنشاهی پهلوی  بود  و خود تجربه ی زندانی بودن را داشته وپس از پیروزی انقلاب اسلامی مقامها ومنصبهای بالایی در رژیم فعلی بدست آورده  اقدام به افشاگری می کند یعنی جنایت در این حکومت سر به فلک کشیده است.مطمئنن خبر بی حرمتی هایی که در زندان به بهزاد نبوی این پیرمرد سیاست ایران شده به گوش آقای کروبی هم رسیده است که بسیار دردناک وآزار دهنده است.

گروهی خرده می گیرند که آقای کروبی  تازه به این نتیجه رسیده است که در زندانها به زندانیان تجاوز می شود؟باید به اینان پاسخ داد دوستان عزیز ماهی را هر موقع از آب بگیریم تازه است . ما باید در این برهه ی زمانی سنجیده تر رفتار کنیم وسخن بگوییم وباید بدانیم که  افرادی همچون مهدی کروبی ومیر حسین موسوی ومحمد خاتمی هرچند از  امکاناتی که در زمان اصلاحات در اختیار داشتند استفاده نکردند اما امروز حمایت وهمدلی با مردم را به بهترین شکل انجام می دهند به گونه ای که مردم دیگر خواسته هایشان فراتر از بازنگری آراست وشعارهای مرگ بر دیکتاتور  و...گواهی است بر این حمایتها. همین که آقای کروبی در روزنامه اش به انتشار نامه ای در رابطه با تجاوز به زندانیان در زندانها  که به رییس مجلس خبرگان نوشت مبادرت ورزید  یعنی این مرد شجاع تر از آنیست که درباره اش فکر می کنیم ومن به شخصه بسیار خوشحالم که به مهدی کروبی رای دادم  ومطمئنم کروبی ها وموسوی ها نام نیکی در تاریخ ایران از خود بر جای گذاردند. و بعید می دانم  در نظامی با عنوان جمهوری اسلامی دیگر انتخابات ریاست جمهوری برگزار گردد چون معتقدم این نظام روبه سقوط است وآبروی اسلام را در تمام دنیا برده است وخود روحانیون واقعی اسلام در ایران متوجه شده اند که بیش از هر ضداسلامی خود این حکومت منسوب به اسلام ، به اسلام آسیب رسانده است.و بعید می دانم در حکومت بعدی دین را با سیاست بیامیزند وبر دیوارهای شهر بنویسند دیانت ما عین سیاست ماست وسیاست ما عین دیانت ماست چرا که در این ۳۰ سال ثابت شد نه سیاست عین دیانت است ونه دیانت عین سیاست وآمیختگی این دو باعث نابودی دیگری می گردد مانند آنچه که در این ۳۰ سال خصوصن در این ۲ماه شاهدش بودیم وهستیم.

+ نوشته شده در Wed 12 Aug 2009ساعت 4:4 PM توسط مهرو ملالی |

این عکس خود گواه بسیاری از ناگفته هاست.

 

+ نوشته شده در Wed 12 Aug 2009ساعت 1:15 AM توسط مهرو ملالی |

مهدي كروبي از هاشمي رفسنجاني رئيس مجلس خبرگان خواست با تشكيل يك هيات به برخي شايعات و نحوه برخوردها با بازداشت شدگان رسيدگي شود.

حسين كروبي فرزند او در اين باره گفت: پدرم اين نامه را حدود 10 روز پيش خطاب به آقاي هاشمي نگاشت و آن را براي ايشان به طور خصوصي ارسال كرد. ايشان تاكيد داشت آقاي هاشمي حتما به اين نامه پاسخ دهد و اقدام لازم را انجام دهد. متاسفانه آقاي هاشمي پاسخي به نامه ايشان نداد. پدرم تاكيد كرده بود اگر تا 10 روز پاسخي به نامه داده يا اقدامي صورت نگيرد، نامه را منتشر مي كند.

حسين كروبي درباره مسائل مطرح شده در نامه، گفت: اساس نامه، بر نگراني آقاي كروبي استوار است. ايشان نگران آنچه گروههاي بيگانه و غربي درباره نحوه رفتار با بازداشت شدگان بيان مي كنند، هست. اين روزها بسياري از افرادي كه آزاد شده اند، به ديدار پدرم آمده و ماجراي رفتاري را كه ضابطان و ماموران با آنها داشتند، براي وي بيان كرده اند. آنها آنچه را ديده و شنيده به دقت گفته اند. طبيعتا نحوه رفتار برخي از ضابطان با بازداشت شدگان خصوصا زنان و دختران، در شأن جمهوري اسلامي و هيچ نظام ديگري نيست.

وي تاكيد كرد: آنچه در نامه آمده، نه تنها دغدغه و نگراني آقاي كروبي است، بلكه من فكر ميكنم هر كس كه اين شايعات را خصوصا درباره وضعيت زنان و اتفاقاتي كه درباره آنها در حال انجام است، مي شنود، نگران ميشود و علاقه مند است، اين لكه ننگ را اگر وجود دارد پاك كند. البته ما اميدوار هستيم تمام اين خبرها و شايعات تكذيب شود.

بنابرهمين گزارش متن كامل نامه مهدي كروبي به هاشمي رفسنجاني به اين شرح است:

حضور محترم آيتالله هاشمي رفسنجاني
رياست محترم مجلس خبرگان رهبري
با سلام و احترام

بعد از برگزاري انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري، حوادث تلخي به وجود آمد كه به طور مفصل در خصوص آن، هم از سوي جنابعالي، هم از سوي افراد، گروهها و رسانه هاي مختلف به آن پرداخته شد.

از دستگيري هاي بي حساب و كتاب، از ضرب و شتم و وارد كردن جراحات تا شهادت فرزندان اين كشور، از حمله به خانه هاي مردم تا فاجعه خونين كوي دانشگاه و برخوردهاي خشن و وحشت انگيز حتي با خانمها در سطح خيابانهاي شهر- كه تاكنون سابقه نداشته است- رخ داد كه بسيار قابل تامل و پيگيري است. آنچه در اين ميان مطرح است در خصوص برخي از رفتارهاي شناعت  آميز است كه اگر به طور متواتر از افراد مختلف كه در روزهاي اخير آزاد شدهاند، نشنيده بودم، باورشان حداقل براي من و شما كه در طول قريب به نيم قرن سردي و گرمي روزگار را چشيده ايم سخت بود.

از برخوردهاي خشن و بي محابا، بر سر مردم باتوم را خرد كردن، آنچنان كه بعد از گذشت قريب به 40 روز همچنان اوضاعشان غيرعادي است و عوارض آن روي بدنشان قابل مشاهده است.

هتاكي و ابراز دشنام و فحاشي ركيك به افراد و نثار نواميس بازداشت  شدگان و مردمي كه براي نماز جمعه آمده بودند صورت گرفت. رفتارهايي كه در فرهنگ ديني و اسلامي هيچ يك از گروهها جايي ندارد و نشان دهنده آن است كه افرادي براي اين كار استخدام شدهاند كه حتي با اصول بديهي اسلام آشنايي ندارند و البته شايعاتي نيز مطرح شده كه فعلا به آن نمي پردازم.

احتمالا همانطور كه مطلع هستيد در اين خصوص چندي پيش نامه اي خطاب به رياست محترم قوه قضائيه ارسال كردم و جمعه هفته جاري همين نكات را به وزير معزول اطلاعات يادآور شدم كه روز شنبه در مطبوعات منتشر شد.

اما موضوعي را شنيده ام كه هنوز از آن بر خود مي لرزم. در دو روز اخير كه اين خبر را شنيده ام خواب از سرم ربوده شده است. حدود ساعت دو كه خود را براي خواب آماده ميكردم. به بسترم رفتم ولي خدا شاهد است كه بدون ذره اي مبالغه، خوابم نبرد، تا ساعت 4 بامداد كه مجددا بلند شدم كمي قرآن خواندم، دوش گرفتم تا آب كمي آرامم كند، حتي نماز صبح را نيز خواندم و تا نزديكي هاي طلوع آفتاب خوابم نبرد.

افرادي اين مطالب را به من گفته اند كه داراي پستهاي حساس در اين كشور بوده اند. نيروهاي نام و نشان داري كه تعدادي از آنها نيز از رزمندگان دفاع مقدس بوده اند. اين افراد اظهار داشته اند، اتفاقي در زندانها رخ داده است كه چنانچه حتي اگر يك مورد نيز صدق داشته باشد، فاجعه اي است براي جمهوري اسلامي كه تاريخ درخشان و سپيد روحانيت تشيع را تبديل به ماجراي سياه و ننگين مي كند كه روي بسياري از حكومتهاي ديكتاتور از جمله رژيم ستمشاهي را سفيد خواهد كرد.

گمان نميكنم زندانيان دوران 15 ساله مبارزات قبل از انقلاب كه از افراد توده گرفته تا گروههاي مسلح مبارز التقاطي تا اعضاي نهضت آزادي و موتلفه و حزب ملل اسلامي كه در زندان با هم زندگي كرده اند، ديده يا شنيده باشند.

اينجانب اين مطالب را براي شما مينويسم و مصرانه ميخواهم روي اين قضيه اقدام و به صورتي كه صلاح مي دانيد با حضرت آيتالله خامنه اي مطرح فرماييد و با جديت پيگير شود تا روشن گردد اگر چنين اتفاقي نيفتاده كه ان شاءالله هم نيست و بعيد مي دانم باشد، اعلام شود، چرا كه در همين جامعه امروز و توسط خود بچه هاي بازداشتي در رسانه ها و سايتها در حال مطرح شدن است و معلوم نيست آيندگان چه قضاوتي با شاخ و برگ دادن آن خواهند كرد. همچنان كه جمهوري اسلامي و روحانيت مظلوم نيز مسوول آن شناخته خواهند شد. اگر هم خداي ناكرده رخ داده باشد، سريع با عوامل آن در هر جايگاهي برخورد و اعلام شود تا در شرايط فعلي كه بازار شايعات داغ است، فرصت به فرصت طلبان داده نشود، همچنان كه لازم است ترتيبي اتخاذ گردد تا اين اقدام از سوي هياتي عاليرتبه صورت گيرد تا افراد مورد بحث جرات بيان حقايق را داشته باشند چرا كه شنيدهام تهديد شده اند كه اگر مطلبي در اين خصوص بيان نمايند، نابود خواهند شد.

جناب آقاي هاشمي

اينجانب به خاطر اسلام و در رأس آن امام راحل و اين همه فداكاريها و شهادتها و به قصد قربت الي الله، به رغم آنكه در شأن من نيز نمي باشد و به رغم همه مشغله ها و گرفتاريها و به رغم آنكه مي دانم به حيثيت اينجانب لطمه خواهد خورد، آماده ام مسووليت تحقيق و بررسي جهت تعيين صحت و سقم اين حوادث و اخبار رسيده را بر عهده گيرم و تعهد شرعي مي نمايم بدون حب و بغض و با رعايت كمال انصاف به بررسي و ارائه گزارش بپردازم.
اما موضوع مطرح شده از اين قرار است:

عده اي از افراد بازداشت شده مطرح نموده اند كه برخي افراد با دختران بازداشتي با شدتي تجاوز نموده اند كه منجر به ايجاد جراحات و پارگي در سيستم تناسلي آنان گرديده است. از سوي ديگر افرادي به پسرهاي جوان زنداني با حالتي وحشيانه تجاوز كرده اند به طوري كه برخي دچار افسردگي و مشكلات جدي روحي و جسمي گرديده اند و در كنج خانه هاي خود خزيده اند.

با توجه به اهميت مساله انتظار است اين اقدام توسط هياتي بي غرض و شفاف از طرف رئيس مجلس خبرگان رهبري مورد بررسي و پيگيري تا حصول نتيجه قرار گيرد. تا درسي براي آيندگان شود و فرصت به اراذل و اوباشي از اين دست ندهد تا آبروي نظام و امام و جمهوري اسلامي را بر باد ندهند و خدمات هزار ساله روحانيت را مخدوش نمايند. به عنوان آخرين مطلب نيز يادآور مي شوم از اين نامه دو نسخه تهيه گرديده كه يكي مهر و موم شده براي جنابعالي ارسال و ديگري نزد بنده قرار دارد.

با آرزوي توفيق
مهدي كروبي
7/5/1388
منبع:سایت اعتماد ملی
+ نوشته شده در Sun 9 Aug 2009ساعت 8:58 PM توسط مهرو ملالی |

هر بار که دلم برای گفتن تنگ میشد،

هر بار که از روی نبود بودها و بودن نبود ها گیج میشدم

هر بار که فریاد را با سکوت و سکوت را با فریاد قاطی میکردم

هر بار که ماه را با خورشید و خورشید را با ستاره عوض می کردم

احساس تنهایی تمامی وجودم را فرا میگرفت

مرگ را با تمام وجود دوست می داشتم

.... و حال نیز دل تنگم ،گیجم و تنها

ولی این بار مرگ را دوست ندارم

چرکه مرگ، از دست دادن زندگی برای زنده است

و تنهایی رفتن دور شدن از کنار دوست و ندیدن دوستان است


سالهاست که اتاق تنهایی من در زیر خاک خفته است

من سالهاست که تنهایم

سالهاست که من زندهء زندگی را معنی نکردم

... من سالهاست که مرده ام سالهاست

چه هستم!؟

.... شاید سالها باید به دنبال نامم بگردم

علی اکبر ثابتیان

+ نوشته شده در Sun 9 Aug 2009ساعت 6:43 PM توسط مهرو ملالی |

تو !
که به اندازه ی همه ی دریاهاست
دوست دارم ات
تو !
که به اندازه ی همه ی کوههاست
دوست دارم ات
تو !
که به اندازه ی همه ی دشت هاست
دوست دارم ات
عشق و ژرفای دریا
عشق و بلندای کوه
عشق و پهنای دشت
تا آب ، بر سنگ خاک من
که رقص ذره های همه ی فرداهاست


  زنده یاد محمد حقوقی

+ نوشته شده در Sat 8 Aug 2009ساعت 11:5 AM توسط مهرو ملالی |

امروز هفدهم مرداد روز خبرنگار است .نمی دونم جایگاه خبرنگاران در ایران کجاست؟ چون هرچه می بینیم رهبران حکومت، دشمنی سرسختی با خبرنگاران وروزنامه نگاران داشته اند ودارند .

محمود صارمی خبرنگار ایرانی در همین روز در مزارشریف افغانستان به شهادت رسید .حکومت تصمیم گرفت این روز را به روز خبرنگار اختصاص دهد واین نهایت توجه حکومت به خبرنگاران بوده است که به گمانم این عمل خود را اصلاح کنند واین نام را از تقویم پاک کنند   چون حکومت کودتایی ودیکتاتوری نیازی به خبر رسانی  وخبرنگاران واقعی ندارد.در نظام بی در وپیکر حکومت ایران جز دیکتاتوری مستبد  وکاسه لیسان دور وبرش جایگاهی برای  هیچ گروه و حزب وصنفی نمی باشد.

+ نوشته شده در Sat 8 Aug 2009ساعت 8:56 AM توسط مهرو ملالی |

 

 

 

فریدون فرخزاد در پانزدهم مهرماه ۱۳۱۷ در چهارراه گمرک تهران متولد شد . مدتی در دبستان رازی و بعد دردبیرستان دارالفنون درس خواند و سپس به آلمان رفت. در مونیخ ؛ وین و برلین حقوق سیاسی خواند . تز خود را دربارهٔ تأثیر عقاید مارکس بر کلیسا و حکومت آلمان شرقی نوشت و با درجه (M.A) از دانشگاه مونیخ فارغ التحصیل شد.

فرخزاد در سال ۱۹۶۲ در مونیخ با آنیا عروسی کرد و در سال ۱۹۶۳ اشعار آلمانی وی از طرف ناشرین بزرگ کتاب آلمان به‌عنوان بهترین اشعار سال برندهٔ جایزه شد؛ و در کتابی که همه ساله منتشر می‌شود آثار فریدون فرخزاد در ردیف ده شاعر و نویسندهٔ سال چاپ شد . در سال ۱۹۶۴ اولین دیوان شعر او بنام (زمانی دیگر) به زبان آلمانی انتشار یافت و جایزهٔ ادبیات را گرفت . سپس در ۱۰ مجموعه شعر چاپ شد که یکی از آنها عنوان بهترین اشعار یک قرن آلمان را بخود اختصاص داد . آن کتاب ، در ردیف آثار گوته و شیللر قرار گرفت . شعری که دربارهٔ برلین سرود جایزهٔ ادبیات برلین را گرفت. وی عضو آکادمی ادبیات جوانان مونیخ شد و در سال ۱۹۶۶ به رادیو تلویزیون مونیخ رفت ، و در تلویزیون مونیخ یک سلسله فیلم رنگی تهیه نمود . در ۱۹۶۷ روی موزیک فولکور ایران ؛ موزیک مدرن ساخت و با این موزیک به فستیوال موزیک اینسبورگ اتریش راه یافت که جایزهٔ اول را هم دریافت نمود. در همان سال امتحان دانشگاه خود را هم داد و در رشتهٔ حقوق سیاسی با درجه عالی فارغ التحصیل گردید . فریدون فرخزاد بجز زبان آلمانی و انگلیسی ، مختصری نیز فرانسه می‌دانست.»

فريدون فرخزاد ، به جز مدرک علوم سياسى ، شاعر ، نويسنده ، هنرپيشه ، خواننده ومبتكر چندين برنامه و شو تلويزيونى، از جمله شو موفق «ميخك نقره اى» در ايران بود.

كتاب شعر : «در نهايت آغاز جمله‌است عشق» به فارسى ، و كتاب شعر ديگرى به زبان آلمانى از آثار اوست. آخرين كتاب او به نام «من از مردن خسته ام» در مورد قدرت طلبى عناصر مذهبى بود.

فرزندش رستم ، از آنيتا ، همسر آلمانى (همسر اول) اوست . دومين همسر او ايرانى بود.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ، مجبور به زندگى و مبارزه مخفى و بالاخره ترك وطن شد . در كشور هاى مختلف همراه با ميليون‌ها ايرانى ديگر طعم آوارگى را چشيد تا نهايتأ در آلمان كه قبلأ از آنجا فارغ التحصيل شده بود، نخست درشهر هامبورگ و در آخر در شهر بن ، ساكن شد .

در سال هاى جنگ ايران و عراق ، دو بار به اردوگاه اسراى ايرانى در عراق ، سفر كرد و برخی از نوجوانان اسير ايرانى را به اروپا انتقال داد، كه با خانواده هاى پذيراى ، ايرانى و اروپائى به زندگى پرداختند. در فيلم«وين عشق من» در كنار هنرپيشه معروف زن اتريش ، نقش يك حزب اللهى را ايفا كرد. ازآن پس بر عليه جمهورى اسلامى به افشاگرى پرداخت. وی سرانجام با ۴۰ ضربه متعدد چاقو در منزل خویش در بن به قتل رسید.

پنجشنبه ساعت يازده شب، ۱۶ مرداد ۱۳۷۱ - ۶ اوت ۱۹۹۲ ، در شهر بن آلمان درمحل سكونتش جسد او را يافتند.

+ نوشته شده در Fri 7 Aug 2009ساعت 10:7 PM توسط مهرو ملالی |

شايد در بياباني سوار ماشينِ مشتي ممدلي باشم،

آرزويم اين:

كاش آمپر آب بود جاي آمپر بنزين!

 

شايد اين جمعه بيايد!!

عقرب ها سايه اي يافتند، زير ماشين

 

شايد آن جمعه بيآيد!!

هيچ كوهي نيست اطرافم

 تا برود آرزويم

 بر فرازِقله اش،

 

 امروز جمعه ي دو هفته ي ديگر است؟!!

كركس ها همچنان مي كوبند بر شيشه ي ماشين.          

   17/3/87

آبتین

+ نوشته شده در Fri 7 Aug 2009ساعت 4:42 PM توسط مهرو ملالی |

 

     

ابطحی را بيش از ربع‌قرن است می‌شناسم. اولين بار اوايل انقلاب، وقتی او را ديدم که مدير صداوسيمای شيراز بود. اصلاً شخص او بود که مرا معرفی کرد به شبکه و باعث کوچ‌ام شد به تهران. طی اين سال‌ها نامرتب همديگر را می‌ديديم، چه وقتی مدير راديو شد، چه آنگاه که معاون پارلمانی بود و چه بعدها که شد معاون رئيس جمهور. ابطحی هميشه همان بود و هست که بود؛ صادق، صريح، نجيب، سالم، رفيق، صميمی، زنده‌دل، شوخ، خانواده‌دوست، اهل مطالعه، خوش‌قلم، هنرمندی ذاتی و وفادار به آرمان‌های بلند.

 ادامه ی  نوشته ی حسین پاکدل در باره ی محمدعلی ابطحی را در اینجا بخوانید.

+ نوشته شده در Fri 7 Aug 2009ساعت 10:19 AM توسط مهرو ملالی |

واژه ی "امام زمان"از آن دست واژه هاست که در طول ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد  آنقدر با سیاستهای عوامفریبانه ی وی وهمفکرانش عجین گشت که اعتراض بسیاری از روحانیون شیعه در ایران را به صدا درآورد.

رییس جمهور دولت نهم در ایران بارها  سخنانی را درباره ی امام زمان  به زبان آورد واعمالی را در این رابطه انجام داد که واقعن  تاسف بار بود . مثلن چندي پيش در جمع طلبه هاي مشهد اظهار داشت: امام زمان جامعه ما را مديريت مي كند. البته اين اولين بار نبود كه احمدي نژاد از نقش امام زمان در دولت خودش سخن به ميان مي آورد  او به تناوب در اين باره سخناني را مطرح كرده  بود . همیشه حاميان احمدي نژاد به دفاع از اظهارات او می پرداختند و به نوعي دولت او را به امام زمان منتسب  می نمودند.  با اين وجود جديدترين سخنان احمدي نژاد كه به طور كامل از تلويزيون هم پخش شد بسيار متفاوت تر از گذشته بود و او مستقيماً از نقش امام زمان در دولت خود سخن به ميان آورد. بيان چنين سخناني كافي بود تا موجي از واكنش ها در جامعه به خصوص از ناحيه قشر روحاني كشور به راه بيفتد.

 مهدي كروبي دبيركل حزب اعتماد ملي  به انتقاد آشكار از احمدي نژاد پرداخت و به او توصيه كرد مسووليت اوضاع فعلي كشور را به گردن امام زمان نيندازد. كروبي گفت: چنين بي محابا سخن گفتن باعث بدبيني مردم به بحث امام زمان مي شود. البته 24 ساعت پس از اظهارات مهدي كروبي يك روحاني  ديگر به نام مهدوي كني وارد ماجرا شد و از احمدي نژاد سخت انتقاد كرد. مهدوي كني دبیر کل جامعه روحانیت مبارز که در عین حال   رياست دانشگاه امام صادق را هم برعهده دارد  در جلسه اخلاق خود در اين دانشگاه در پاسخ به پرسش يكي از دانشجويان كه درباره سخنراني دكتر احمدي نژاد از ايشان پرسيد، گفت: اين سخنان را نبايد آقاي احمدي نژاد بگويد چون ديد مردم را هم نسبت به امام زمان بد مي كند.دبيركل جامعه روحانيت مبارز پرسيد: اگر مديريت از امام زمان بود، يعني ايشان نمي توانند مافيا را از بين ببرند؟ برنج كيلو پنج هزار توماني هم از مديريت ايشان است؟

اماعلم الهدي امام جمعه مشهد از سخنان احمدي نژاد دفاع كرد و آن را عين حقيقت دانست. برخي ديگر از روحانيون مجلس مانند موسي قرباني كه در جريان حاميان دولت مي گنجد هم از اظهارات احمدي نژاد دفاع كرد و طي گفت وگويي با سايت رجانيوز تاكيد كرد سخنان احمدي نژاد هيچ اشكالي نداشته است.

جالب اینجاست که مفسدان  مالی  در کابینه ی احمدی نژاد مانند   صادق محصولی  وزیر کشور که یکی از بزرگترین مسوولین اغتشاشات اخیر پس از انتخابات در ایران  است دارایی های  سر به فلک کشیده اش را امانت امام زمان   می داند وبا فریب عوام،دغلبازی را به اوج می رساند تا  بیشتر و راحت ترچنگ  به اموال مردم  بیندازد و خود ودیگر همفکرانش کیسه های نامنتهیشان را پر از پول و زر کنند وخون مستضعفین جامعه را بیشتر در شیشه نمایند. سردار فیروز آبادی هم  که درجنایت به مردم  چه آمرانه وچه مامورانه کوتاهی نکرد ه است  برای فریب عامه ی مردم  وشاید بیشتر فریب دادن وجدانش نامه ای به امام زمان تحت عنوان رنجنامه نوشت.

در قسمتی از رنجنامه اش به امام زمان گفته است که:  "اي صاحب و آقاي ما، شما شاهدي كه نيروهاي مسلح و بسيج هر 4 كانديدا را از ياران انقلاب مي‌دانستند و مانند مردم ايران و با تشخيص خود كم يا زياد به آنها راي دادند. با اين وجود ناظري كه چه ناسزاها كه نثار ما نكردند و چه فحاشي‌ها و تهمت‌ها كه از آن بي نصيب نمانديم . امنيت مردم را خدشه دار كردند و چون به دفاع از مردم برخاستيم، به ما لقب ستمكاران دادند. ما را متجاوزان به حقوق مردم معرفي كردند. مي‌خواستند ما در اين ميدان آزمايش همچون خودشان رو سياه كنند، گويا نمي دانند اسلام و قرآن و اهل بيت و امام و قانون اساسي برقرار است و تكليف همه روشن است.
كار آنگاه برايمان سخت شد و روحمان به درد آمد كه اتاق فرمان خارجي‌ها و بعضي‌ داخلي‌ها به هم پيوند خورد و چهره پاك نظام در كلمات سخيف و زهر آلوده آنها گرد آلوده شد؛ و در اين غبار كذايي براي عده اي لحظه‌اي حق در محاق شد، اما خداي بزرگ را شاكريم كه فصل الخطاب رهبري دل ها را آرام كرد و بصيرت آفريد."

هر انسان اندک آگاهی می فهمد که بازیگران پست قدرت در ایران برای رسیدن به مقاصدشان که همه در جهت مقام وقدرت وثروت است حتی از اعتقادات مذهبی مردم هم نگذشتند وآنها را هم بازیچه ی سیاستهای قدرت طلبانه ی خود ساخته اند.البته اینان که  خود را داعیه دار حکومت امام زمان در ایران می دانند نمی دانند که تاریخ مصرف این مردمفریبی ها دیگر رو به اتمام است چرا که جهانی که درآن زندگی می کنیم جهان ارتباطات است وارتباطات مهمترین واصلی ترین عامل آگاهی های مردمی است  که دیگر  در حال بیرون آمدن از حالت عوام گونه می باشند .

 

امشب که شب نیمه ی شعبان بود شیعیان ایران تولد امام زمانشان را با حضور فراوان نیروهای  پلیس وشعار مرگ بر دیکتاتور جشن گرفتند.دیکتاتوری که خود را نائب امام زمان می داند.

مردم  ایران اگر امام زمانشان را مصلح جهان بدانند دیگر نسبتی بین او  وحاکمان ورهبران ایران قایل نخواهند بود اگر اصرار به این نسبت (بین   حاکمان وامام زمان) ورزیده شود مردم منکر وجود امام زمان خواهند گشت وتلاشهای منکران امام زمان به کمک افرادی همچون احمدی نژاد ومحصولی وفیروزآبادی و....به نتیجه می رسد  باید از این بابت خوشحال بود چرا که مردم خود را  از وابستگی به موهومات رها می کنند وعاقلانه تر وعلمی تر وآگاهانه تربه جهان پیرامونشان می نگرند . 

+ نوشته شده در Fri 7 Aug 2009ساعت 1:37 AM توسط مهرو ملالی |

14مرداد سالروز انقلابی که پس از ۱۰۳ سال هنوز به نتیجه نرسیده است

+ نوشته شده در Wed 5 Aug 2009ساعت 2:21 PM توسط مهرو ملالی |

آقای محسن رضایی  متاسفم برایتان که از ناموستان به این راحتی گذشتید ودر مراسم ننگین تنفیذ حکم ریاست جمهوری از دست رهبری مستبد به فردی که نماینده ی دروغ وخیانت وکودتا در ایران است شرکت نمودید.   شما ر مراسمی شرکت کردید  که کردان دغلباز وحیله گر که مدعی تحصیل در آکسفورد بوده است  با احترام در آن مراسم دعوت شده است تا محمد رضا جلایی پور جوان شایسته ای که دانش آمور رتبه اول کنکور و المپیاد و دانشجوی ممتاز و مومن دانشگاه آکسفورد است در زندان انفردای باشد  .

آقای رضایی تک تک  افرادی که مانند شما در این مراسم ضد مردمی  شرکت کرده اند کسانی هستند که نابودگران عدالت وآزادی در ایران می باشند. کسانی که طمع قدرت چشمهایشان را کور ودهانشان را مجیز گو نمو ده است که ناحقی ها را نبینند واز ظلم وقساوتی که در تمامی نقاط ایران به صورت آشکار  به چشم می آیدسخن به زبان نیاوردند تا در میان قدرتمداران بی ارزش خاین جایگاهی به دست آورند. من شما را یک بختیاری نمی دانم چون بختیاری ها انسانهایی باشرف هستند ودر طول تاریخ نقش بسزایی در آزادی وطنمان ایران داشته اند.حداقل به حرمت خون پاک فرزند آقای روح الامینی نجف آبادی در این مراسم خفت بار شرکت نمی کردید. شما هم به مردم ایران خیانت کردید وهم به آنهایی که در ستادتان فعال بودند وفکر می کردند از ناموسشان بنا به وعده ای که داده بودید دفاع می کنید  .گناهان شما نزد مردم مبارز ایران نابخشودنی است.

+ نوشته شده در Mon 3 Aug 2009ساعت 7:8 PM توسط مهرو ملالی |

 چون مه که ز دشت لاله بر می خیزد
 از کشته شهر ناله بر می خیزد
 فردا که به رستخیز در نی بدمند
 فریاد هزار ساله بر می خیزد

هوشنگ ابتهاج

+ نوشته شده در Mon 3 Aug 2009ساعت 11:5 AM توسط مهرو ملالی |

 

 

شهیدی که برخاک می خفت

سرانگشت در خون خود می‌زد و می‌نوشت

به امید پیروزی واقعی

نه در جنگ

که بر جنگ

 

زنده یاد قیصر امین پور

+ نوشته شده در Sun 2 Aug 2009ساعت 3:21 PM توسط مهرو ملالی |

دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نامهایشان
جلد کهنه ی شناسنامه هایشان
درد می کند

من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه های ساده ی سرودنم
درد می کند

زنده یاد قیصر امین پور

+ نوشته شده در Sun 2 Aug 2009ساعت 2:47 PM توسط مهرو ملالی |

 

آقای ابطحی نازنین ما زنده ی  شما را می خواهیم.

چه خوب کردید به خاطر این مهم به دروغ اعتراف نمودید.ما همه می دانیم که شما چه تفکرات روشنی در سر دارید .هیچگاه آن جمله تان را که در ورزشگاه" شهدای هفتم تیر" در روز نوزدهم خرداد ایراد کردید یادم نمی رود که فرمودید یکی از بهترین ومهمترین تصمیمات زندگی سیاسی تان این بوده است که   به حمایت از آقای کروبی پرداختید ودراین چهل روزی که از انتخابات می گذرد آقای کروبی به همراه آقای موسوی شجاعت باور نکردنی ای را در نظام همیشه در خفقان به اصطلاح جمهوری اسلامی ایران از خود نشان داده اند. قسم به آن صداقتی که همیشه در  نوشته های وبنوشتتان می خواندم ما ذره ای این اعترافات بی ارزشی را که بر اثر فشار وشکنجه مجبور به بیانش شده اید را باور نمی کنیم. ما به آزادی ایران در آینده ای نزدیک امید داریم.ایرانی که عدالت وآزادی واقعی در آن جلوه گر گردد.

+ نوشته شده در Sat 1 Aug 2009ساعت 9:39 PM توسط مهرو ملالی |

This photo, taken by an individual not employed by the Associated Press and obtained by the Associated Press  outside Iran shows the mother of Sohrab Arabi, shown at the poster, who was killed during Iran's post-election turmoil,  at the grave of Neda Agha Soltan, another victim of post-election violence, in a graveside memorial which turned into an opposition rally at the Behesht-e-Zahra cemetery, just outside Tehran, Iran, Thursday, July 30, 2009. Iranian police fired tear gas and beat anti-government protesters with batons to disperse thousands at a graveside memorial Thursday for victims of post-election violence, witnesses and state television said.

 

آه چه شام تیره ای از چه سحر نمی شود
 دیو سیاه شب چرا جای دگر نمی شود
سقف سیاه آسمان سودئه شده ست از اختران
ماه چه ماه آهنی اینکه قمر نمی شود
وای ز دشت ارغوان ریخته خون هر جوان
چشم یکی به ماتم اینهمه تر نمی شود
مادر داغدار من طعنه تهنیت شنو
بهر تو طعن و تسلیت گرچه پسر نمی شود
کودک بینوای من گریه مکن برای من
 گر چه کسی به جای من بر تو پدر نمی شود
باغ ز گل تهی شده بلبل زار را بگو
از چه ز بانک زاغها گوش تو کر نمی شود
ای تو بهار و باغ من چشم من و چراغ من
 بی همه گان به سر شود
 بی تو به سر نمی شود

زنده یاد حمید مصدق

+ نوشته شده در Fri 31 Jul 2009ساعت 4:8 PM توسط مهرو ملالی |

احساس تهی شدن
 موجی است
 که وجودم را فرا گرفته
 دلی که در آن
 عشق تو مأوا گرفته
عشق تو و دیدار تو
 روح تو و عصیان تو
 عصیان تو
 که در عصیان من فریادمی کشد
 مرا تا قعر اقیانوس های درون می برد
 و من به اندازه ی جاده پر از تنهایی
فریاد درون را
 تا نهانخانه ی قلبم فرو می کشم

 

پروانه فتاحی

+ نوشته شده در Fri 31 Jul 2009ساعت 11:24 AM توسط مهرو ملالی |

در یادداشت شدید اللحن محمد مطهری، فرزند شهید مرتضی مطهری که در تابناک منتشر شده آمده است:افراد بازداشت شده حتي اگر مرتد و منافق و محارب هم بودند نبايد با خانواده هايشان چنين رفتار مي‌شد. //اين ديگر چه صيغه‌اي است که وقتي کسي بازداشت مي‌شود افراد خانواده اش بايد گاهي تا چند هفته سراسيمه در بيمارستانها و پزشکي قانوني سرگردان باشند و يا در اطراف زندانها تنها براي گرفتن کوچکترين اطلاعي از محل نگهداري آنان ضجه زده و التماس کنند و کسي پاسخگو نباشد و نهايتا منتظر تماس يک فرد ناشناس بمانند؟// در مقابل، وقتي گروهي از نمايندگان مجلس، در سايت خود از خانواده‌هاي بازداشت شدگان مي‌خواهند به آنان مراجعه کرده شايد بتوانند آنها را در پيداکردن عزيزانشان ياري کنند بلافاصله آن سايت فيلتر مي‌شود! آيا اين همان “آزادي تقريبا مطلق” در ايران است که چندي پيش رئيس جمهور در جواب خبرنگار خارجي از آن سخن مي‌گفت؟ داستان مکرر چگونگي رفتار با خانواده‌هاي جان باختگان و تعهدات اجباري هنگام تحويل جنازه از جمله اينکه «هيچ شکايتي نداريم»، خود حکايت جانسوز ديگري است!//روشن نيست افرادي که خود را «دشمن شناس» مي‌دانند چگونه درباره اين کارخانه‌هاي بزرگ ضد انقلاب سازي که حتي از به کام مرگ فرستادن فرزند يک مقام مسئول در بازداشتگاه هم ابايي ندارند، از رد پاي دشمن در بازداشتگاهها سخن به ميان نمي‌آورند؟ به راستي کساني که با فرزند يک مقام مسئول اين مي‌کنند با جوانان بي نام و نشان چه مي‌کنند؟//کسي که در شرايط فعلي تنها دم از اطاعت از رهبري مي‌زند و در عين حال بر اين ظلم‌ها چشم مي‌بندد چاپلوس رهبري است نه مطيع و مريد او.//برخي رفتارها مخصوصا با بازداشت شدگان وقايع اخير و خانواده هايشان گواهي مي‌دهد که گروهي پرنفوذ ـ که حفظ آبرويشان تضمين شده است ـ براي اينکه به خيال خودشان چشم فتنه را در بياورند مجاز به هر نوع ظلمي هستند حتي اگر چيزي از آبروي انقلاب و امام باقي نگذارند.//اينکه بيگانگان در حوادث اخير دست داشتند يا نداشتند، نقشه قبلي يا انقلاب مخملي در کار بود يا نبود، نظام در خطر بود يا نبود، مسبب اوليه و ثانويه اين بود يا آن، اينها بر فرض صحت، هيچ‌کدام مجوز سر سوزني ظلم به کسي نمي‌شود. در اسلام رعايت عدالت نسبت به قاتل امير المؤمنين (ع) هم واجب است.
+ نوشته شده در Thu 30 Jul 2009ساعت 4:50 PM توسط مهرو ملالی |

صاحب عکس فوق ، گم شده است
رفته از خانه و نیامده است
مادرش گریه می کند شب و روز
صاحب عکس فوق
چشمهایش درشت
دستهایش همیشه مشت
صاحب عکس فوق ، با خونش
روی آسفالت می کشد فریاد
سینه اش باغ لاله های غریب
صاحب عکس فوق
در خیابان آرزو جان داد
می روم پیش مادرش امروز
تا بگویم :
- صاحب عکس فوق من هستم

شادروان عمران صلاحی

+ نوشته شده در Thu 30 Jul 2009ساعت 12:35 PM توسط مهرو ملالی |

چه خوب بود
 تابستانهای کودکی
وقتی
کرم های ابریشم را
 به مهمانی برگ های توت می بردیم
 و در
 ولنگاری روزهای بلندش
 هر روز کمی قد می کشیدیم
 یادش به خیر
 پاهای خاکی و پاشویه های حوض
یادش به خیر
 حرفهای همسایه و آفتاب و فراقت

ناهید عباسی

+ نوشته شده در Thu 30 Jul 2009ساعت 1:40 AM توسط مهرو ملالی |

 

به گوش بیستون ٬ صدای تیشه های توست

چه تازیانه ها ٬ که با تن تو ٬ تاب عشق ٬ آزمود

چه دارها ٬ که از تو ٬ گشت ٬ سربلند

زهی شکوفه قامت بلند تو ٬ که استوار ماند

 در هجوم هر گزند .

+ نوشته شده در Wed 29 Jul 2009ساعت 5:43 PM توسط مهرو ملالی |

لعنت به این زندگی

همین.............

 

+ نوشته شده در Wed 29 Jul 2009ساعت 1:22 AM توسط مهرو ملالی |

من برگ را سرودی کردم
سر سبز تر ز بیشه

من موج را سرودی کردم
پرنبض تر ز انسان

من عشق را سرودی کردم
پر طبل تر زمرگ

سر سبز تر ز جنگل
من برگ را سرودی کردم

پرتپش تر از دل دریا
من موج را سرودی کردم

پر طبل تر از حیات
من مرگ را
سرودی کردم

"احمد شاملو"


 

+ نوشته شده در Fri 24 Jul 2009ساعت 8:52 AM توسط مهرو ملالی |