شعر از فریبا شش بلوکی
شعر از رویا زرین
زنده یاد مهدی اخوان ثالث
( مقدمّه ـ از این اوستا )

کاریکاتور اثر نیک آهنگ کوثر
جمعه بیست وسوم مرداد ۱۳۸۸
با هر چه روزگار به من داد
با هر چه روزگار گرفت از من
مثل شبی دراز
در شط پاک زمزمه خویش می روم
با من ستاره ها
نجواگران زمزمه ای عاشقانه اند
و مثل ماهیان طلایی شهاب ها
در برکه های ساکت چشمم
سرگرم پرفشانی تا هر کرانه اند
همراه با تپیدن قلبم پرنده ها
از بوته های شب زده پرواز می کنند
گل اسب های وحشی گندمزار
از مرگ عارفانه یک هدهد غریب
با آه دردناکی لب باز می کنند
با هر چه روزگار به من داد هیچ و هیچ
با هر چه روزگار گرفت از من
با کوله بار یک شب بی یاد و خاطره
با کوله بار یک شب پر سنگ اختران
تنها میان جاده نمناک می روم
مثل شبی دراز
مثل شبی که گمشده در او چراغ صبح
تا ساحل اذان خروسان
تا بوی میش ها
تا سنگلاخ مشرق بی باک می روم
شعر از زنده یاد منوچهر آتشی
حکومت سرکوبگر حاکم بر ایران که با جوانان دختر وپسر بخاطر نوع ورنگ پوششان ومدل موهایشان ورنگ ناخن هایشان و... به بدترین شکل برخورد می کرد ومی کند که مبادا پایه های کامل ترین دین جهان سست گردد در بازداشتگاههای مخوفش جوانان را لخت می کند وحیوانات انسان نمایی را که هیچ باوری را در سر نپرورانیده اند جز گرگ منشی وددخویی ، اجیر می کند تا به مبارزین راه آزادی تجاوز جنسی کنند.
درست ۳۰ سال است که این اتفاقات ناگوار در زندانهای ایران رخ می دهد اما همیشه به خاطر شرم وحیا آسیب دیدگان این تجاوزها سعی بر پنهان نمودن آن می کردند ویا در زمانی افشاگری می نمودند که دیگر درایران نبودند. اما جنایتهای پس از انتخابات ۲۲ خرداد آنقدر وقیحانه است که دیگر تشنگان قدرت در حال نشان دادن چهره ی واقعی تر خود هستند و لی تا پیش از انتشار نامه ی آقای کروبی به آقای هاشمی رفسنجانی فکر می کردندخبر این تجاوزها وجنایت ها در همان حد گذشته پخش خواهد شد.
وقتی آقای کروبی که از مبارزین علیه رژیم شاهنشاهی پهلوی بود و خود تجربه ی زندانی بودن را داشته وپس از پیروزی انقلاب اسلامی مقامها ومنصبهای بالایی در رژیم فعلی بدست آورده اقدام به افشاگری می کند یعنی جنایت در این حکومت سر به فلک کشیده است.مطمئنن خبر بی حرمتی هایی که در زندان به بهزاد نبوی این پیرمرد سیاست ایران شده به گوش آقای کروبی هم رسیده است که بسیار دردناک وآزار دهنده است.
گروهی خرده می گیرند که آقای کروبی تازه به این نتیجه رسیده است که در زندانها به زندانیان تجاوز می شود؟باید به اینان پاسخ داد دوستان عزیز ماهی را هر موقع از آب بگیریم تازه است . ما باید در این برهه ی زمانی سنجیده تر رفتار کنیم وسخن بگوییم وباید بدانیم که افرادی همچون مهدی کروبی ومیر حسین موسوی ومحمد خاتمی هرچند از امکاناتی که در زمان اصلاحات در اختیار داشتند استفاده نکردند اما امروز حمایت وهمدلی با مردم را به بهترین شکل انجام می دهند به گونه ای که مردم دیگر خواسته هایشان فراتر از بازنگری آراست وشعارهای مرگ بر دیکتاتور و...گواهی است بر این حمایتها. همین که آقای کروبی در روزنامه اش به انتشار نامه ای در رابطه با تجاوز به زندانیان در زندانها که به رییس مجلس خبرگان نوشت مبادرت ورزید یعنی این مرد شجاع تر از آنیست که درباره اش فکر می کنیم ومن به شخصه بسیار خوشحالم که به مهدی کروبی رای دادم ومطمئنم کروبی ها وموسوی ها نام نیکی در تاریخ ایران از خود بر جای گذاردند. و بعید می دانم در نظامی با عنوان جمهوری اسلامی دیگر انتخابات ریاست جمهوری برگزار گردد چون معتقدم این نظام روبه سقوط است وآبروی اسلام را در تمام دنیا برده است وخود روحانیون واقعی اسلام در ایران متوجه شده اند که بیش از هر ضداسلامی خود این حکومت منسوب به اسلام ، به اسلام آسیب رسانده است.و بعید می دانم در حکومت بعدی دین را با سیاست بیامیزند وبر دیوارهای شهر بنویسند دیانت ما عین سیاست ماست وسیاست ما عین دیانت ماست چرا که در این ۳۰ سال ثابت شد نه سیاست عین دیانت است ونه دیانت عین سیاست وآمیختگی این دو باعث نابودی دیگری می گردد مانند آنچه که در این ۳۰ سال خصوصن در این ۲ماه شاهدش بودیم وهستیم.
این عکس خود گواه بسیاری از ناگفته هاست.
علی اکبر ثابتیان
زنده یاد محمد حقوقی
محمود صارمی خبرنگار ایرانی در همین روز در مزارشریف افغانستان به شهادت رسید .حکومت تصمیم گرفت این روز را به روز خبرنگار اختصاص دهد واین نهایت توجه حکومت به خبرنگاران بوده است که به گمانم این عمل خود را اصلاح کنند واین نام را از تقویم پاک کنند چون حکومت کودتایی ودیکتاتوری نیازی به خبر رسانی وخبرنگاران واقعی ندارد.در نظام بی در وپیکر حکومت ایران جز دیکتاتوری مستبد وکاسه لیسان دور وبرش جایگاهی برای هیچ گروه و حزب وصنفی نمی باشد.

فریدون فرخزاد در پانزدهم مهرماه ۱۳۱۷ در چهارراه گمرک تهران متولد شد . مدتی در دبستان رازی و بعد دردبیرستان دارالفنون درس خواند و سپس به آلمان رفت. در مونیخ ؛ وین و برلین حقوق سیاسی خواند . تز خود را دربارهٔ تأثیر عقاید مارکس بر کلیسا و حکومت آلمان شرقی نوشت و با درجه (M.A) از دانشگاه مونیخ فارغ التحصیل شد.
فرخزاد در سال ۱۹۶۲ در مونیخ با آنیا عروسی کرد و در سال ۱۹۶۳ اشعار آلمانی وی از طرف ناشرین بزرگ کتاب آلمان بهعنوان بهترین اشعار سال برندهٔ جایزه شد؛ و در کتابی که همه ساله منتشر میشود آثار فریدون فرخزاد در ردیف ده شاعر و نویسندهٔ سال چاپ شد . در سال ۱۹۶۴ اولین دیوان شعر او بنام (زمانی دیگر) به زبان آلمانی انتشار یافت و جایزهٔ ادبیات را گرفت . سپس در ۱۰ مجموعه شعر چاپ شد که یکی از آنها عنوان بهترین اشعار یک قرن آلمان را بخود اختصاص داد . آن کتاب ، در ردیف آثار گوته و شیللر قرار گرفت . شعری که دربارهٔ برلین سرود جایزهٔ ادبیات برلین را گرفت. وی عضو آکادمی ادبیات جوانان مونیخ شد و در سال ۱۹۶۶ به رادیو تلویزیون مونیخ رفت ، و در تلویزیون مونیخ یک سلسله فیلم رنگی تهیه نمود . در ۱۹۶۷ روی موزیک فولکور ایران ؛ موزیک مدرن ساخت و با این موزیک به فستیوال موزیک اینسبورگ اتریش راه یافت که جایزهٔ اول را هم دریافت نمود. در همان سال امتحان دانشگاه خود را هم داد و در رشتهٔ حقوق سیاسی با درجه عالی فارغ التحصیل گردید . فریدون فرخزاد بجز زبان آلمانی و انگلیسی ، مختصری نیز فرانسه میدانست.»
فريدون فرخزاد ، به جز مدرک علوم سياسى ، شاعر ، نويسنده ، هنرپيشه ، خواننده ومبتكر چندين برنامه و شو تلويزيونى، از جمله شو موفق «ميخك نقره اى» در ايران بود.
كتاب شعر : «در نهايت آغاز جملهاست عشق» به فارسى ، و كتاب شعر ديگرى به زبان آلمانى از آثار اوست. آخرين كتاب او به نام «من از مردن خسته ام» در مورد قدرت طلبى عناصر مذهبى بود.
فرزندش رستم ، از آنيتا ، همسر آلمانى (همسر اول) اوست . دومين همسر او ايرانى بود.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ، مجبور به زندگى و مبارزه مخفى و بالاخره ترك وطن شد . در كشور هاى مختلف همراه با ميليونها ايرانى ديگر طعم آوارگى را چشيد تا نهايتأ در آلمان كه قبلأ از آنجا فارغ التحصيل شده بود، نخست درشهر هامبورگ و در آخر در شهر بن ، ساكن شد .
در سال هاى جنگ ايران و عراق ، دو بار به اردوگاه اسراى ايرانى در عراق ، سفر كرد و برخی از نوجوانان اسير ايرانى را به اروپا انتقال داد، كه با خانواده هاى پذيراى ، ايرانى و اروپائى به زندگى پرداختند. در فيلم«وين عشق من» در كنار هنرپيشه معروف زن اتريش ، نقش يك حزب اللهى را ايفا كرد. ازآن پس بر عليه جمهورى اسلامى به افشاگرى پرداخت. وی سرانجام با ۴۰ ضربه متعدد چاقو در منزل خویش در بن به قتل رسید.
پنجشنبه ساعت يازده شب، ۱۶ مرداد ۱۳۷۱ - ۶ اوت ۱۹۹۲ ، در شهر بن آلمان درمحل سكونتش جسد او را يافتند.
آرزويم اين:
كاش آمپر آب بود جاي آمپر بنزين!
شايد اين جمعه بيايد!!
عقرب ها سايه اي يافتند، زير ماشين
شايد آن جمعه بيآيد!!
هيچ كوهي نيست اطرافم
تا برود آرزويم
بر فرازِقله اش،
امروز جمعه ي دو هفته ي ديگر است؟!!
كركس ها همچنان مي كوبند بر شيشه ي ماشين.
17/3/87
آبتین

ابطحی را بيش از ربعقرن است میشناسم. اولين بار اوايل انقلاب، وقتی او را ديدم که مدير صداوسيمای شيراز بود. اصلاً شخص او بود که مرا معرفی کرد به شبکه و باعث کوچام شد به تهران. طی اين سالها نامرتب همديگر را میديديم، چه وقتی مدير راديو شد، چه آنگاه که معاون پارلمانی بود و چه بعدها که شد معاون رئيس جمهور. ابطحی هميشه همان بود و هست که بود؛ صادق، صريح، نجيب، سالم، رفيق، صميمی، زندهدل، شوخ، خانوادهدوست، اهل مطالعه، خوشقلم، هنرمندی ذاتی و وفادار به آرمانهای بلند.
ادامه ی نوشته ی حسین پاکدل در باره ی محمدعلی ابطحی را در اینجا بخوانید.
رییس جمهور دولت نهم در ایران بارها سخنانی را درباره ی امام زمان به زبان آورد واعمالی را در این رابطه انجام داد که واقعن تاسف بار بود . مثلن چندي پيش در جمع طلبه هاي مشهد اظهار داشت: امام زمان جامعه ما را مديريت مي كند. البته اين اولين بار نبود كه احمدي نژاد از نقش امام زمان در دولت خودش سخن به ميان مي آورد او به تناوب در اين باره سخناني را مطرح كرده بود . همیشه حاميان احمدي نژاد به دفاع از اظهارات او می پرداختند و به نوعي دولت او را به امام زمان منتسب می نمودند. با اين وجود جديدترين سخنان احمدي نژاد كه به طور كامل از تلويزيون هم پخش شد بسيار متفاوت تر از گذشته بود و او مستقيماً از نقش امام زمان در دولت خود سخن به ميان آورد. بيان چنين سخناني كافي بود تا موجي از واكنش ها در جامعه به خصوص از ناحيه قشر روحاني كشور به راه بيفتد.
مهدي كروبي دبيركل حزب اعتماد ملي به انتقاد آشكار از احمدي نژاد پرداخت و به او توصيه كرد مسووليت اوضاع فعلي كشور را به گردن امام زمان نيندازد. كروبي گفت: چنين بي محابا سخن گفتن باعث بدبيني مردم به بحث امام زمان مي شود. البته 24 ساعت پس از اظهارات مهدي كروبي يك روحاني ديگر به نام مهدوي كني وارد ماجرا شد و از احمدي نژاد سخت انتقاد كرد. مهدوي كني دبیر کل جامعه روحانیت مبارز که در عین حال رياست دانشگاه امام صادق را هم برعهده دارد در جلسه اخلاق خود در اين دانشگاه در پاسخ به پرسش يكي از دانشجويان كه درباره سخنراني دكتر احمدي نژاد از ايشان پرسيد، گفت: اين سخنان را نبايد آقاي احمدي نژاد بگويد چون ديد مردم را هم نسبت به امام زمان بد مي كند.دبيركل جامعه روحانيت مبارز پرسيد: اگر مديريت از امام زمان بود، يعني ايشان نمي توانند مافيا را از بين ببرند؟ برنج كيلو پنج هزار توماني هم از مديريت ايشان است؟
اماعلم الهدي امام جمعه مشهد از سخنان احمدي نژاد دفاع كرد و آن را عين حقيقت دانست. برخي ديگر از روحانيون مجلس مانند موسي قرباني كه در جريان حاميان دولت مي گنجد هم از اظهارات احمدي نژاد دفاع كرد و طي گفت وگويي با سايت رجانيوز تاكيد كرد سخنان احمدي نژاد هيچ اشكالي نداشته است.
جالب اینجاست که مفسدان مالی در کابینه ی احمدی نژاد مانند صادق محصولی وزیر کشور که یکی از بزرگترین مسوولین اغتشاشات اخیر پس از انتخابات در ایران است دارایی های سر به فلک کشیده اش را امانت امام زمان می داند وبا فریب عوام،دغلبازی را به اوج می رساند تا بیشتر و راحت ترچنگ به اموال مردم بیندازد و خود ودیگر همفکرانش کیسه های نامنتهیشان را پر از پول و زر کنند وخون مستضعفین جامعه را بیشتر در شیشه نمایند. سردار فیروز آبادی هم که درجنایت به مردم چه آمرانه وچه مامورانه کوتاهی نکرد ه است برای فریب عامه ی مردم وشاید بیشتر فریب دادن وجدانش نامه ای به امام زمان تحت عنوان رنجنامه نوشت.
در قسمتی از رنجنامه اش به امام زمان گفته است که: "اي صاحب و آقاي ما، شما شاهدي كه نيروهاي مسلح و بسيج هر 4 كانديدا را از ياران انقلاب ميدانستند و مانند مردم ايران و با تشخيص خود كم يا زياد به آنها راي دادند. با اين وجود ناظري كه چه ناسزاها كه نثار ما نكردند و چه فحاشيها و تهمتها كه از آن بي نصيب نمانديم . امنيت مردم را خدشه دار كردند و چون به دفاع از مردم برخاستيم، به ما لقب ستمكاران دادند. ما را متجاوزان به حقوق مردم معرفي كردند. ميخواستند ما در اين ميدان آزمايش همچون خودشان رو سياه كنند، گويا نمي دانند اسلام و قرآن و اهل بيت و امام و قانون اساسي برقرار است و تكليف همه روشن است.
كار آنگاه برايمان سخت شد و روحمان به درد آمد كه اتاق فرمان خارجيها و بعضي داخليها به هم پيوند خورد و چهره پاك نظام در كلمات سخيف و زهر آلوده آنها گرد آلوده شد؛ و در اين غبار كذايي براي عده اي لحظهاي حق در محاق شد، اما خداي بزرگ را شاكريم كه فصل الخطاب رهبري دل ها را آرام كرد و بصيرت آفريد."
هر انسان اندک آگاهی می فهمد که بازیگران پست قدرت در ایران برای رسیدن به مقاصدشان که همه در جهت مقام وقدرت وثروت است حتی از اعتقادات مذهبی مردم هم نگذشتند وآنها را هم بازیچه ی سیاستهای قدرت طلبانه ی خود ساخته اند.البته اینان که خود را داعیه دار حکومت امام زمان در ایران می دانند نمی دانند که تاریخ مصرف این مردمفریبی ها دیگر رو به اتمام است چرا که جهانی که درآن زندگی می کنیم جهان ارتباطات است وارتباطات مهمترین واصلی ترین عامل آگاهی های مردمی است که دیگر در حال بیرون آمدن از حالت عوام گونه می باشند .
امشب که شب نیمه ی شعبان بود شیعیان ایران تولد امام زمانشان را با حضور فراوان نیروهای پلیس وشعار مرگ بر دیکتاتور جشن گرفتند.دیکتاتوری که خود را نائب امام زمان می داند.
مردم ایران اگر امام زمانشان را مصلح جهان بدانند دیگر نسبتی بین او وحاکمان ورهبران ایران قایل نخواهند بود اگر اصرار به این نسبت (بین حاکمان وامام زمان) ورزیده شود مردم منکر وجود امام زمان خواهند گشت وتلاشهای منکران امام زمان به کمک افرادی همچون احمدی نژاد ومحصولی وفیروزآبادی و....به نتیجه می رسد باید از این بابت خوشحال بود چرا که مردم خود را از وابستگی به موهومات رها می کنند وعاقلانه تر وعلمی تر وآگاهانه تربه جهان پیرامونشان می نگرند .

آقای محسن رضایی متاسفم برایتان که از ناموستان به این راحتی گذشتید ودر مراسم ننگین تنفیذ حکم ریاست جمهوری از دست رهبری مستبد به فردی که نماینده ی دروغ وخیانت وکودتا در ایران است شرکت نمودید. شما ر مراسمی شرکت کردید که کردان دغلباز وحیله گر که مدعی تحصیل در آکسفورد بوده است با احترام در آن مراسم دعوت شده است تا محمد رضا جلایی پور جوان شایسته ای که دانش آمور رتبه اول کنکور و المپیاد و دانشجوی ممتاز و مومن دانشگاه آکسفورد است در زندان انفردای باشد .
آقای رضایی تک تک افرادی که مانند شما در این مراسم ضد مردمی شرکت کرده اند کسانی هستند که نابودگران عدالت وآزادی در ایران می باشند. کسانی که طمع قدرت چشمهایشان را کور ودهانشان را مجیز گو نمو ده است که ناحقی ها را نبینند واز ظلم وقساوتی که در تمامی نقاط ایران به صورت آشکار به چشم می آیدسخن به زبان نیاوردند تا در میان قدرتمداران بی ارزش خاین جایگاهی به دست آورند. من شما را یک بختیاری نمی دانم چون بختیاری ها انسانهایی باشرف هستند ودر طول تاریخ نقش بسزایی در آزادی وطنمان ایران داشته اند.حداقل به حرمت خون پاک فرزند آقای روح الامینی نجف آبادی در این مراسم خفت بار شرکت نمی کردید. شما هم به مردم ایران خیانت کردید وهم به آنهایی که در ستادتان فعال بودند وفکر می کردند از ناموسشان بنا به وعده ای که داده بودید دفاع می کنید .گناهان شما نزد مردم مبارز ایران نابخشودنی است.
هوشنگ ابتهاج

شهیدی که برخاک می خفت
سرانگشت در خون خود میزد و مینوشت
به امید پیروزی واقعی
نه در جنگ
زنده یاد قیصر امین پور
زنده یاد قیصر امین پور
آقای ابطحی نازنین ما زنده ی شما را می خواهیم.
چه خوب کردید به خاطر این مهم به دروغ اعتراف نمودید.ما همه می دانیم که شما چه تفکرات روشنی در سر دارید .هیچگاه آن جمله تان را که در ورزشگاه" شهدای هفتم تیر" در روز نوزدهم خرداد ایراد کردید یادم نمی رود که فرمودید یکی از بهترین ومهمترین تصمیمات زندگی سیاسی تان این بوده است که به حمایت از آقای کروبی پرداختید ودراین چهل روزی که از انتخابات می گذرد آقای کروبی به همراه آقای موسوی شجاعت باور نکردنی ای را در نظام همیشه در خفقان به اصطلاح جمهوری اسلامی ایران از خود نشان داده اند. قسم به آن صداقتی که همیشه در نوشته های وبنوشتتان می خواندم ما ذره ای این اعترافات بی ارزشی را که بر اثر فشار وشکنجه مجبور به بیانش شده اید را باور نمی کنیم. ما به آزادی ایران در آینده ای نزدیک امید داریم.ایرانی که عدالت وآزادی واقعی در آن جلوه گر گردد.
آه چه شام تیره ای از چه سحر نمی شود
دیو سیاه شب چرا جای دگر نمی شود
سقف سیاه آسمان سودئه شده ست از اختران
ماه چه ماه آهنی اینکه قمر نمی شود
وای ز دشت ارغوان ریخته خون هر جوان
چشم یکی به ماتم اینهمه تر نمی شود
مادر داغدار من طعنه تهنیت شنو
بهر تو طعن و تسلیت گرچه پسر نمی شود
کودک بینوای من گریه مکن برای من
گر چه کسی به جای من بر تو پدر نمی شود
باغ ز گل تهی شده بلبل زار را بگو
از چه ز بانک زاغها گوش تو کر نمی شود
ای تو بهار و باغ من چشم من و چراغ من
بی همه گان به سر شود
بی تو به سر نمی شود
زنده یاد حمید مصدق
پروانه فتاحی
شادروان عمران صلاحی
ناهید عباسی

به گوش بیستون ٬ صدای تیشه های توست
چه تازیانه ها ٬ که با تن تو ٬ تاب عشق ٬ آزمود
چه دارها ٬ که از تو ٬ گشت ٬ سربلند
زهی شکوفه قامت بلند تو ٬ که استوار ماند
در هجوم هر گزند .
همین.............
من برگ را سرودی کردم
سر سبز تر ز بیشه
من موج را سرودی کردم
پرنبض تر ز انسان
من عشق را سرودی کردم
پر طبل تر زمرگ
سر سبز تر ز جنگل
من برگ را سرودی کردم
پرتپش تر از دل دریا
من موج را سرودی کردم
پر طبل تر از حیات
من مرگ را
سرودی کردم
"احمد شاملو"